{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*¹⁵

قلبم تند تند میزد رفتم خونه
م: کجا بودی ا.ت
ا.ت: دایان بهم زنگ زد گفت که بیا پیشم
م: باشع عزیزم برو لباستو عوض کن بیا فیلمو ببین
ا.ت: باشه مامان عزیزم
رفتم تو اتاقم لباسمو عوض کردم خودمو پرت کردم رو تختم و فک میکردم که او راست میگفته یا دروغ اون فقط مست بوده یعنی دروغ گفته اگه دروغ گفته باشه مهم نیست امشب خیلی شب خوبی بود
سریع رفتم پایین پیش مامانم
ا.ت: مامانننن
م: جانم
ا.ت: یه سوال دارم
م: خب بپرس
ا.ت: اگه یکی مست باشه راستشو میگه یا دروغ میگه
پ: بزار من بهت بگم کسی که مست باشه دروغ نمیگه انسان وقتی دروغ میگه که خودش خبر داره ولی وقتی مست میکنه دیگه هیچی دست خودش نیست و واقعیت میگه حتی بعضی موقع حرف دلشو (از خودم در اوردم😂فک دیگه ای نکنید😂)
یه جیغی زدم باز رفتم تو اتاقم و بالا پایین میپریدم که امکان نداره امکان نداره اینقدر پریدم که خسته شدمو خواستم بخوابم که مامانم اومد پیشم
م: ا.ت دخترم
ا.ت: چیه مامان
م: خیلی خوشحالی لپات گل انداخته
دستمو گذاشتم رو لپام
م: خجالت نکش چی شده
ا.ت: هیچی
م: من مامانتم انتظار داری ندونم دیشب که حالت خوب نبود الان چیشده
ا.ت: چیزی نیست
م: باشه زیاد ازت نمیپرسم ولی بعد بهم میگی
ا.ت: باشه
م: اومدم اینو بگم فردا میخوایم بریم پیش پدر و مادر بزرگت عموت و عمت هم میان
ا.ت: چییییی
م: چیشده؟
ا.ت: هیچی فقط بزار بخوابم
م: باشه بخواب شب بخیر
ا.ت: شب توهم بخیر
دیدگاه ها (۷)

fake kookpart*¹⁶فردا خونه پدربزرگم بودیم خودمو لویی داشتیم ب...

fake kookpart*¹⁷حالاز دید ا.تم: ا.ت ا.ت: چیهم: چرا اینجایی ه...

fake kookpart*¹⁴رفتم خونه م: ا.ت اومدیا.ت: ارهم: بیا شام بخو...

fake kook part*¹³کوک: چش بودا.ت:دوس پسرش ولش کردهکوک: بخاطر ...

عشق دروغین

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

مامان ا. ت : ا. ت نگفته بودی که دوست پسر داری ولی پسر خوشگلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط