{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

:

:
دیانا: خونی چیزه ..... چیز

ارسلان: چیز

دیانا: من چیزم

ارسلان: چیز؟

دیانا: چیز دیگه چیز

ارسلان: میشه مث عادم بگی چته

دیانا: نمیدونم چزا ولی حس خوبی نبود که بهش بگم ...... ارسلان خودت بفهم دیگه من چیز شدم

ارسلان: دیانا چیز چیه چت شده

دیانا : همونی که همه خانوما میشن ازشون خون میاد

ارسلان: دیانا پر.....

دیانا: آره آره خودشه

ارسلان: 😂😂

دیانا: هر هر ... چرا میخندی

ارسلان: آخه میگفتی چیزم 😅

دیانا: باشه حالا

ارسلان: خب بیرون چیکار داشتی

دیانا:میخواستم پد و قرص بگیرم

ارسلان:وای خدا الهی فداش شم .... بیا بریم خودم برات میگیرم

دیانا: سریع آماده شدم .... بریم

ارسلان: بریم .... دیانا سوار ماشین شد و حرکت کردیم سمت داروخونه براش پد و قرص گرفتم بعدش بردمش رستوران

دیانا: ارسلان اینجا اومدیم چیکار

ارسلان: غذا بخوریم

دیانا: من نمیتونم از جام تکون بخورم

ارسلان: باشه میارم تو ماشین خوبه ؟

دیانا: آره خوبه

ارسلان: رفتم و پیتزا آوردم تو ماشینو خوردیم

دیانا : بریم خونه

ارسلان: نو

دیانا: کجا

ارسلان: بام

دیانا: آخ جوننن

ارسلان: خوراکی میخوای

دیانا: نه نمیخواد برو بامم

ارسلان: راه افتادیم سمت بام
دیدگاه ها (۲۱)

ارسلان: تایی رسیدیم بام متوجه دیانا شدم که خواب بود.... ای ...

این لباسا

ارسلان: هیس .... لباساشو در آوردم دیانا: ارسلان خواهشششش تاز...

عشق در تاریکی17.< ویو کوک >تو شرکت بودم ک یادم امد برگه قرار...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ³⁶ات ✨ بعدا باهم بریم سفر؟یونگی 🪽...

عشق در تاریکی پارت9._ بریم؟+ اهم و جلو تر از من حرکت کرد وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط