{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای کاش تو بودی که بخوانی غزلم را

ای کاش تو بودی که بخوانی غزلم را
اشعار مرا خوب بخوانی و ببینی اجلم را
از درد دلم پیر شدم تاب و نفس رفت
ای کاش تو بودی که بگیری بغلم را
یک عمر به قلبم زده ام حسرت آنکه
یک لحظه بمیرم که ببینم عسلم را
من خیره شدم بر تو و آن چشم قشنگت
شاید تو ببینی رخ زرد و خجلم را
در پیش خدا شافی من از غم خود باش
تا بلکه خدا هم بپذیرد عملم را
دیدگاه ها (۵۴)

پرسه مزن خیال من ، اینهمه در هوای اواینهمه ناله سر مکن، ا...

ﺩﻝ ، ﺷﺒﯿﻪ ﻗﺒﻞ ﭘﻨﺎﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﺪﺩﺭ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺩﺭﺩ، ﺩﮔﺮ ﺭﺍﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﺪﺩﺳ...

غمی افتاده در جانم؛پریشانم پریشانمچرا میسوزم اینگونه نمیدانم...

- از تو دلگیرم و از دست خودم بیزارمامشب اندازه ی یک عمر شکای...

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

چهار روز از تولدت میگذرد..ولی تصمیم بر آن شد که در کنار خانو...

چهار روز از تولدت میگذرد..ولی تصمیم بر آن شد که در کنار خانو...

پارت حذف شدهlove in the dark⑧⑧فرداچشمام رو باز کردم دیدم بیم...

KIM V

ای کاش تو بودی که بخوانی غزلم رااشعار مرا خوب بخوانی و ببینی...

ای کاش تو بودی که بخوانی غزلم رااشعار مرا خوب بخوانی و ببینی...

ای کاش تو بودی که بخوانی غزلم رااشعار مرا خوب بخوانی و ببینی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط