{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن که ” دلت را شکست ” …

آن که ” دلت را شکست ” …

” تاریخ تولدش ” یادت مانده …

آنکه ” رهایت ” کرد

تاریخ ” آمدنش ” و”رفتنش”… دقیق

و آنکه ” احساست ” را بــه بازی گرفت …

لحظه بــه لحظه خاطراتش را سالها در یاد داری … !

اما…

آنکه دوستت دارد سطری در تاریخ زندگیت بـه

نامش زده ای !!؟
دیدگاه ها (۲)

جایی هست که جز توهیــــــــــــــــــــــــچکسنمی تـونهاون ...

چمدان خاطرات را پشت سرم میکشم...چیزی تا ایستگاه نماندهبلیطی ...

من – تــــو = تــــو + اونبه همین راحتی !!

بگذار سر بــه سینه ی من در سکوت ، دوستگاهی همین قشنگ ترین شک...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

RESPECT OR DIE : پارت دهم نیلا جلو رفت و پوشه را باز کرد...چ...

،،خیـلی‌سعـی‌کـردن‌تـو‌ایـن۳۸ سـال‌منـوتـربیـت‌کنـن‌کـه‌نخـن...

#پارت سهجونگکوک زانو زده بود کنار لیها، و برای اولین بار بعد...

شهید صالح عباسی فقط ۱۱ سال داشت؛ دانش‌آموز کلاس پنجم، پسری ک...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۶‌آنیا، با وجود وحشت...

گاهی زندگی، آدم را آرام و بی‌صدا از کنارِ روزهایی عبور می‌ده...

فصل دومپارت نوزدهم | آخرین روزهای انتظارسه هفته مانده بود......

وقتی دوست پسرت تولدت فراموش کرد💛پارت ۲شب شد کوکی پیام داد که...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت پنجاهم | پایان 𓆪 🖤🥀اسما مدت زیادی به صفحه‌ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط