{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P1

P1
پشت ماشین نشستیم گریسون ، جیسون و زندر پشت . منو نش هم جلوشون و جلومون اورن و یه محافظ . هنوز نیمه خواب بودم .
زندر : چرا مامان مجبورمون کرد بریم کمپ .
ا.ت : احتمالا می‌خواهد با یه مرد دیگه بخوابه .
نش اخماش تو هم رفت . با من از اون ۳ تای دیگه مهربون تر بود . ولی خب بازم نش هاثورن بود دیگه . تو بغلش کشیدم .
نش : قشنگ نبود ا.ت
با لحن بچگونه ام بهش گفتم
ا.ت : معذرت میخواهم نش
گونمو بوسید ، سرمو گذاشت روی پاش دستمو روی رون هاش گذاشتم و چشمام کم کم گرم شد .
♡♡♡
با حس دستی روی شونه ام بیدار شدم
گریسون : ا.ت رسیدیم
دستمو گرفت و از ماشین بیرون اومدم کت نش که روم انداخته بود رو روی صندلی ماشین گذاشتم و خمیازه ای کشیدم . جای خوش آب و هوایی بود .
جیسون پالتویی مخمل و آبی آسمونی رنگمو به دست داشت. باید میدادش به اورن تا اونو برام بپوشه ولی باز کرد و پشتم ایستاد . دستامو توی آستین های لباس بردم و پوشیدمشون . لبخندی به جیسون زدم . کت نش رو برداشتم و به سمتش رفتم . داشت تو کابین صندوق عقب نگاه می‌کرد
زندر : مجبور بودی ۵ تا چمدون بیاری ا.ت
ا.ت : نش اجازه داد به تو ربطی نداره
زندر : نشششش
نش : تو میری براش از ناکجا آباد بخور سرد پیدا کنی .
زندر : منطقی بود ولی خیلی لوسش میکنی
ا.ت : نه خیرم
به سمتش رفتم و گوششو گرفتم و پیچوندم .
زندر : نکن وحشی
و موهامو کشید
ا.ت : نکش وز میشه
زندر : ول کنتا ول کنم
نش بل کف پا به پشت زندر زد
زندر : اییی
نش : گریسون ، ا.ت
ا.ت : نهههه
واییی خدااا . گریسون . دومین داداش بزرگه .
دستمو گرفت و بین خودشو ماشین گیرم انداخت .
گریسون : توضیح (بلند)
ا.ت : زندر شروع کرد (آروم)
برگشت و جلوی ماشینو نگاه کرد و به من چشمکی زد
گریسون : کارت زشت بود ا.ت
و خندیدیم
نش : خاک تو سرتون . منو گول می‌زنید . با لحن بچگونه ای که فقط زندر گولشو نمیخورد ادامه دادم
ا.ت : ببخشید نش
نش : این بار نه
جیسون : بدو ا.ت زندر داری کیکتو میخوره
ا.ت : زندر بلک وود هاثورن زنده میخوامت .
و دویدم به سمت کمپ ...



مایل به پارت ۲
اگه آره : ۱۰ تا لایک
دیدگاه ها (۵)

Noah schnapp باهم تو جنگل بودیم و قدم ميزديد . دستتو نوازش ک...

P4تو سالن اجتماعات بودن ریگولوس رو دیدم . پشتم رو بهش کردم ....

درخواستیدرو باز کردی و وارد خونه شدی صدای خنده ی دریکو میومد...

P13لباشو برداشت . سکوت. چیزی بود که دیده میشد . این بار سکوت...

فقط برای اینکه بدونید فعالیت میکنملایک های رمان تامم پر کنید...

فعالیت شروع شدیه چند روزی حالم خوب نبود ولی پر انرژی برگشتمP...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط