{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی

درخواستی
درو باز کردی و وارد خونه شدی صدای خنده ی دریکو میومد و یه صدای آشنا . صدای دوستت بود . دوست صمیمی ات . !
وارد اتاقش شدی و درو کوبیدی تا بسته شه . جلو رفتیو نگاهتو به چشم های متعجبشون دادی . دستتو بالا آوردی و سیلی ای بهش زدی . اما ذره ای پشیمون نشدی . دستشو روی صورتش گذاشت و بهت نگاه کرد . میتونستی پشیمونی رو توی چشماش ببینی ولی دوست صمیمیت روی پای پارتنرت بود و باهاش می‌خندید ! این قابل قبول نبود .
آخرین چیزی که شنیدی صدای دریکو بود که پشتت راه میومد .
دریکو : صبر کن ا.ت بیبی . توضیح میدهم یه دقه . صبر کن ... .
♧♧♧
ا.ت : واییی آره کریستین .
کریستین : دخترم بهم بوسه نمیده .
ا.ت : داری لوس میشیا .
(صدای در خانه اومد)
ا.ت : کی میتونه باشه ؟
کریستین : نمیدونم خونه ی توعه . با کسی قرار داشتی .
ا.ت : نه
کریستین : من باز میکنم .
ا.ت : نمیخواهد خودم میکنم .
درو باز کردی و با دیدنش کپ کردی
کریستین : کیه ا.ت
دریکو : سلام ا.ت
اومدی درو ببندی که نگذاشت و بغلت کرد و اشک هاش آروم ریخت
دریکو : نمیتونی تصور کنی چی کشیدم ا.ت بدون تو من ، من زنده نمیمونم ، منو ببخش
ا.ت : هه اون موقعی د.ص.ت (دوست صمیمی تو) روز پاهات بود باید فکر الانو میکردی .
کریستین : برو بیرون مالفوی
دریکو : ا.ت منو بیرون میکنی واقعا بالداسرونی
ا.ت : اسم دوست پسرمو نیار
دریکو : دوست پسرت منم
ا.ت :نه تو فقط یه آشغال هولی ، اکسمی ، از روی احمق بودن باهات بودم . چون تو هیچ وفت دوستم نداشتی . هیچ وقت مالفوی
دریکو : نه قسم میخورم بیشتر از هر چیزی ا.ت
روی زانو هاش روی زمین افتاد
ا.ت : خیانت چیزیه که فقط یه احمق میبخشه .
و درو بستی
کریستین : ولش کن ا.ت تو منو داری
ا.ت : البته
دستاتو بالا آورد و بوسید و به سمت میز ناهار خوری بردت
کریستین : حالا ببین آشپزیمو


بچه ها برای دیدن چهره کریستین اسم سیمون بالداسرونی رو سرچ نمایید 😁
اصلا هم روش کراش نیستم
دیدگاه ها (۱۲)

P13لباشو برداشت . سکوت. چیزی بود که دیده میشد . این بار سکوت...

تو راهرو ها بودی فانوسی دستت بود . آروم قدم بر میداشتی . به ...

P6سلام سلام بلاخره پارت دادمما/ت : میدونی چیه اصلا میرم یه ...

ریکشن پسرای اسلیترین وقتی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط