{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P4

P4
تو سالن اجتماعات بودن ریگولوس رو دیدم . پشتم رو بهش کردم . با دعوا دیروز خب رابطمون مثل قبل نمیشه
ریگولوس : لارا من متاسفم
چجوری تو این تایم کوتاه اومده بود
لارا : اشکال نداره
ریگولوس : مطمئنم به زودی تموم میشه
سرمو تکون دادم و لبخندی زدم . بغلم کرد و بوسیدم ، جلوی همه ، توی سالن اجتماعات ...
۵ روز بعد : بعد از زدن ادکلن با گرفتن دست دریکو ریگولوس ، لورنزو ، ریتا ، پانسی و بلیز تاپورت شدیم . پشت میزهامون ...
دست ریگولوس رو گرفتم . تام اومد ، پشت لوییزا ! تام نشست اما لوییزا نه به سمت منو ریتا اومد و به گرفتن یقه ی لباسامون پرتمون کرد وسط عمارت .
سرم پایین بود با دستش سرمو بالا آورد و سیلی محکمی بهم زد
لوییزا : بهت چی گفتم
لارا : من کارو درست انجام دادم
لوییزا : آره با پاتر بودی . ولی با بلک هم بودی . حالا به چشم پاتر یه هرزه ای . واقعا هم هرزه ای !
گریه کردم اون به من چی گفته بود .
به صدای سیلی که به ریتا زده بود به خودم اومدم
لوییزا : جلوی ویزلی برکشایر رو بوسیدی واقعا عالیه
به سمت بچهای هاگوارتز برگشتم ، اول پانسی ولی کار اون نبود . از چهرش می‌شد اینو خوند مگر اینکه بازیگر خیلی خوبی باشه . بلیز اون متعجب تر . دریکو اوه اون چرا باید بیاد جلوی کسی لومون بده که همه ی بدبختی هامون زیر سرشه ...
به سمت هاگوارتز تلپورت شدیم . روی تختم افتادم . الان این یه رابطه اجباری بود مگه نه ؟
دیدگاه ها (۰)

۳ ماه بعد : با متیو رفتیم بیرون اون پسر خوبیه بالاخره اینو ف...

Noah schnapp باهم تو جنگل بودیم و قدم ميزديد . دستتو نوازش ک...

P1پشت ماشین نشستیم گریسون ، جیسون و زندر پشت . منو نش هم جلو...

P3در اتاقم زده شد . کتاب معجونهارو بستم و به سمت در رفتم . ل...

یک خری گزارش کرد داداش این چیزی داشت 🤣😂P1با صدای ساعتم بیدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط