{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بمیرم برایت..

بمیرم برایت..
برای تن خسته ات...
میدانم که چه میکشی بانو..
بمیرم برای دستهای خسته ات.
میدانم که دستهایت چه میکشند..
بانو,,کاش میشد,خستگی هایت توی تنم خالی میشد..پس این علم کی پیشرفت میکند تا از راه دور خستگی های ترا بانویم به تن من بریزد...
بانوی عزیزم فدات..
دیدگاه ها (۱)

بانو با نیروی که نو به.من داده ای,,درختی شده ام که ریشه کرده...

بانو میآیم دستهایت را میگیرم,میبرم توی باغ بهار نارنج مان..پ...

لباسم را که داری..دارم عطر به جا مانده از تنت روی لباست را س...

ﻭﻗﺘﯽ ﻫﺴﺘﯽﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﻦﻣﻬﺮﯾﻪ ﯼ ﺗﻦ ﺗﻮﺳﺖ .ﻭﻗﺘﯽ ﻧﯿﺴﺘﯽﺩﻟﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩ...

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

My professor Part:95و بعد صدای بمش تو گوشم پیچید :جونگ‌کوک ؛...

جادویی عشق part ۶۳به دست و خنده رو بچه هاي مودب وشيك مثل پدر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط