بازی_در_خون🍷🔪
بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست پنجاه هفت🍷🔪
با دیدن تاب توی حیاط با نیش باز نگاهش کردم
+بریم تاب بازی؟!
چشماش و باز و بسته کرد
_بریم عزیزم
بدو بدو رفتم که داد کشید
+آروم برو توله..مثلا حامله ای ...
راس میگفت
هی یادم میرفت حامله بودم ، سریع نشستم روی تاب
نفس نفس میزدم
لب زدم
+بدو بیا هلم بده...
اومد پشتموایساد و شروع کرد هلم دادن
حس خوبی داشتم
نفس عمیق کشیدم
و سعی کردم به هیچی فکر نکنم فقط لذت ببرم
جیغ زدم
+اومه چراا، یواش تر...ببر بالای بالا..
دندوناش و رو هم فشار داد
_جیغ نزن ،جیغ نزن سلیطه! وگرنه قاتل میشم و هرکس صدای جیغ زنم و شنیده میکشم
خندیدم به این غیرتی شدنش..
+وای هوا چقدر گرمه
دستشو بند تاب کرد
نمیدونم چرا تاب و نگه داشت
با چشمای مرموزش بهم نگاه میکرد
+گرمته؟؟
اوهومی گفتم
پارت دویست پنجاه هفت🍷🔪
با دیدن تاب توی حیاط با نیش باز نگاهش کردم
+بریم تاب بازی؟!
چشماش و باز و بسته کرد
_بریم عزیزم
بدو بدو رفتم که داد کشید
+آروم برو توله..مثلا حامله ای ...
راس میگفت
هی یادم میرفت حامله بودم ، سریع نشستم روی تاب
نفس نفس میزدم
لب زدم
+بدو بیا هلم بده...
اومد پشتموایساد و شروع کرد هلم دادن
حس خوبی داشتم
نفس عمیق کشیدم
و سعی کردم به هیچی فکر نکنم فقط لذت ببرم
جیغ زدم
+اومه چراا، یواش تر...ببر بالای بالا..
دندوناش و رو هم فشار داد
_جیغ نزن ،جیغ نزن سلیطه! وگرنه قاتل میشم و هرکس صدای جیغ زنم و شنیده میکشم
خندیدم به این غیرتی شدنش..
+وای هوا چقدر گرمه
دستشو بند تاب کرد
نمیدونم چرا تاب و نگه داشت
با چشمای مرموزش بهم نگاه میکرد
+گرمته؟؟
اوهومی گفتم
- ۴.۰k
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط