پارت
🍷پارت 48🍷
"میسو"
"واسه همون"
نیشخند زد و به شکمم نگاه کرد
متوجه منظورش شدم و از خجالت قرمز شدم خوبه میدونه خجالت میکشم، بازم میگه
"اخی قرمز که میشی ناز تر میشی"
بیشعور فقط بلده منو دست بندازه
"با کاری که با من کردی توقع چیز دیگه ای هم داری؟"
یه تای ابروشو داد بالا" کدوم کار؟ "
چشمامو بستم و نفس بلند کشیدم، محکم بازشون کردم و به لیم اشاره کردم
"این کار"
به لبم نگاه کرد دستشو اورد بالا شصتشو گذاشت رو لبم همونجایی که زخم کرده بود آخ کردم و قیافم مچاله شد هنوز درد میکرد ورم کرده بود
دستشو برداشت و زل زد بهم
"نکنه اولین بارت بود؟"
بهم برخورد
"من که مثل تو نیستم همش با اینو اون باشم"
چشماشو با حرص بست لباشو جمع کرد به دستش نگاه کردم که مشت کرده بود بهتره تا کار دست خودم ندادم یچیزی بگم
"منظورم اینه که مثل تو انقد جذاب نیستم که دورم کلی ادم باشه"
چشماشو باز کرد و خنگ نگام کرد فکر کنم چرت و پرت گفتم و خیلی ضایع بود
" اصلا مگه مهمه چی گفتم اره اولین بارم بود"
پوزخند زد و نگام کرد
"پس اولین بوست ماله من شد چقدر جالب"
منم پوزخند زدم "بنظرم اولین بوسه اونقدراهم مهم نیست"
کج خندید و یه قدم اومد جلو"دومی چی؟"
با چشمایی که تا اخرین حد باز شده بود نگاش کردم
زد زیر خنده
"نترس کاریت ندارم اونقدراهم مزه نداد بهم تا دومی درکار باشه"
اعصابم با حرفش خورد شد
" فکر کردی به من خیلی چسبید؟"
"قیافت که اینو میگه"
نیشخند زدم"قیافم خیلی چیزا میگه"
"مثلا؟"
"مثلا اینکه میخوام از اینجا فرار کنم"
"اوخی به قیافت بگو خوابشو ببینه"
با اخم نگاش کردم اومد جلو که من رفتم عقب انقدر عقب جلو شد که خوردم به دیوار
قلبم تند تند میزد یه دستشو اورد بالا و گذاشت کنار سرم
"و اما چیزی که میخوام"
مستقیم تو چشمام خیره شد
" باید هر روز ساعت هشت از خواب بیدارم کنی"
چند بار پشت هم پلک زدم همین؟ خوب میتونست دستور بده بهم مثل قبل
"و..."
کل بدنم شروع کرد لرزیدن
"هر شب ساعت دوازده برام کتاب بخونی"
"ها؟"
با دهن و چشم باز نگاش کردم چی میگفت این، نمیدونم چرا دلم براش سوخت
یجوری میگه انگار تاحالا کسی براش اینکارارو نکرده
و چیزی که اذیتم میکرد این بود که انگار میدونه کی دوباره تغییر شخصیت میده...
جای خوبی تموم کردم نه😉💖😂😂
"میسو"
"واسه همون"
نیشخند زد و به شکمم نگاه کرد
متوجه منظورش شدم و از خجالت قرمز شدم خوبه میدونه خجالت میکشم، بازم میگه
"اخی قرمز که میشی ناز تر میشی"
بیشعور فقط بلده منو دست بندازه
"با کاری که با من کردی توقع چیز دیگه ای هم داری؟"
یه تای ابروشو داد بالا" کدوم کار؟ "
چشمامو بستم و نفس بلند کشیدم، محکم بازشون کردم و به لیم اشاره کردم
"این کار"
به لبم نگاه کرد دستشو اورد بالا شصتشو گذاشت رو لبم همونجایی که زخم کرده بود آخ کردم و قیافم مچاله شد هنوز درد میکرد ورم کرده بود
دستشو برداشت و زل زد بهم
"نکنه اولین بارت بود؟"
بهم برخورد
"من که مثل تو نیستم همش با اینو اون باشم"
چشماشو با حرص بست لباشو جمع کرد به دستش نگاه کردم که مشت کرده بود بهتره تا کار دست خودم ندادم یچیزی بگم
"منظورم اینه که مثل تو انقد جذاب نیستم که دورم کلی ادم باشه"
چشماشو باز کرد و خنگ نگام کرد فکر کنم چرت و پرت گفتم و خیلی ضایع بود
" اصلا مگه مهمه چی گفتم اره اولین بارم بود"
پوزخند زد و نگام کرد
"پس اولین بوست ماله من شد چقدر جالب"
منم پوزخند زدم "بنظرم اولین بوسه اونقدراهم مهم نیست"
کج خندید و یه قدم اومد جلو"دومی چی؟"
با چشمایی که تا اخرین حد باز شده بود نگاش کردم
زد زیر خنده
"نترس کاریت ندارم اونقدراهم مزه نداد بهم تا دومی درکار باشه"
اعصابم با حرفش خورد شد
" فکر کردی به من خیلی چسبید؟"
"قیافت که اینو میگه"
نیشخند زدم"قیافم خیلی چیزا میگه"
"مثلا؟"
"مثلا اینکه میخوام از اینجا فرار کنم"
"اوخی به قیافت بگو خوابشو ببینه"
با اخم نگاش کردم اومد جلو که من رفتم عقب انقدر عقب جلو شد که خوردم به دیوار
قلبم تند تند میزد یه دستشو اورد بالا و گذاشت کنار سرم
"و اما چیزی که میخوام"
مستقیم تو چشمام خیره شد
" باید هر روز ساعت هشت از خواب بیدارم کنی"
چند بار پشت هم پلک زدم همین؟ خوب میتونست دستور بده بهم مثل قبل
"و..."
کل بدنم شروع کرد لرزیدن
"هر شب ساعت دوازده برام کتاب بخونی"
"ها؟"
با دهن و چشم باز نگاش کردم چی میگفت این، نمیدونم چرا دلم براش سوخت
یجوری میگه انگار تاحالا کسی براش اینکارارو نکرده
و چیزی که اذیتم میکرد این بود که انگار میدونه کی دوباره تغییر شخصیت میده...
جای خوبی تموم کردم نه😉💖😂😂
- ۷۱.۵k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط