{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P6
رفتیم بیرون که به پسرا بگیم بیاین که با صحنه مواجه شدیم که به زور خودمون و کنترل کردیم
پسرا بیرون بدون لباس «بالاتنه محض اینکه اشتباه نشه » بودن ما سریع چشامون رو گرفتیم و گفتیم که برن تو حموم بعدش که رفتن سریع رفتیم تو
!ولی چه بدن هایی داشتناا
؟راس میگی ها 😂
.نچ نچ خجالت بکشید
!تو خودت از هممون بدتری
.راس میگی 🤣 😂
بعد نیم ساعت پسرا اومدن و ما آماده شدیم که کفشامونو بپوشیم کفشا مونو پوشیدیم وقتی که پسرا اومدن کفشاشون رو بپوشند
،کفشاتون یکم تو پایتون بزرگی نمی کنند
!نه چرا
ـ کفشهای ما رو پوشیدین
؟اع راس میگی 🤣🤣
کفشامونو باهم عوض کردیم و
دیدگاه ها (۱)

P7بعدش رفتیم بیرون بعد مقداری پیاده روی کمک کم خسته شدیم که ...

P8شروع کردیم به راه رفتن که بعد نیم ساعت خیلی خسته شدم ‌.میش...

P5وقتی رسیدیم یکم استراحت کردیم که پسرا گفتن بریم بیرون و ما...

P4دیگه شب شده بود و ماهم از سرما دور هم نشسته بودیم که اون و...

really love part²⁸و بالاخره آزاد شدیمبه سمت مکان مورد نظر رف...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط