{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زبون کوک

از زبون کوک:
اومدم خونه دیدم ا/ت نیست .همه اتاقارو گشتم نبود ترسیدم نکنه ترکم کرده .اخه چرا من اونو دوست دارم چرا باید یه همچین کاری کنه (منظورم همون بوس مردست)
عصبانی شدم زدم گلدون رو شکستم.
از زبوت ا/ت:نگران کوک بودم .پشت خونمون یه تپه بود.که پنجره بالای خونمون نزدیکش بود.از تبه رفتم بالا که کوک رو ببینم داشت داد می زد و همه چی رو می شکوند.
ولی یهو.....
نه (با جیغ و داد)
نه کوک
نه تو حق نداری
نکن کوک
داشتم سعی می کردم درو بشکونم ولی یادم افتاد که حاملم.پنجره رو شکستم و رفتم تو رگش رو با یکی از شیشه ها زده بود.با گریه ی خیلی خیلی زیادی بلندش کردم.بردمش سوار ماشینش کردم و سریع بردمش بیمارستان .دووم بیار کوک تورخدا دووم بیار کوکی.دکتر اومد بیرون گفت .تبریک می گم مریض شما از مرگ رد شد ول یهنوز خطر وجود داره.
دیدگاه ها (۰)

با دیدن اون صحنه یه لحظه قلبم گرفت گریم گرفت با داد کفتم:نه ...

بحرفید.https://harfeto.timefriend.net/16814763676731

بیدار شدم دیدم رسیدیم .کوک بلند شد رفت تو خونه منم اومدم برم...

بعد از این که کوک رفت رفتم بازار که یکم کیک بگیرم برای این ک...

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

Love in the dark①③*چهار ماه بعد*نشسته بودم رو کاناپه و داشتم...

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط