{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.. دختر گفت: شنیدم داری إزدواج میکنی؟؟

.. دختر گفت: شنیدم داری إزدواج میکنی؟؟
مبارکه ؛ خوشحال شدم شنیدم.
پسر: ممنون ؛ ایشالله قسمت شما بشه.
دختر: میتونم برای آخرین بار ی چیزی ازت بخوام؟؟
پسر: چی میخوای؟
دختر: اگه ی روز صاحب ی دختر شدی میشه إسم منو رووش بذاری؟
پسر: چرا؟ میخوای هروقت نگاش میکنم یا صداش میکنم درد بکشم؟؟
دختر: نه ؛ آخه دخترآ عاشق باباهاشون میشن. میخوام بفهمی که چقد عاشقت بودم . . . . .
سلامتی عشق اول زندگیت که نه میتونی بهش زنگ بزنی ؛
نه میتونی بهش فکر نکنی ؛
به سلامتی لبخندی که کمکت میکنه تا برای همه توضیح ندی که حالت داغووووونه . . . . .
دیدگاه ها (۲)

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁸...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~_ اما من بهش میگم بازی با یه آدم خط...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟗دختر کلافه و عصبی دستی توی موهاش فرو ک...

⚓⃝Łøɍđ øf ŧħɇ sɇȺ᭄𓆝ܔ "فرمانروای دریا" 𝒄𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝟏𝟏。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄...

سناریو درخواستی هانما

.قتل. پارت پنجم

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟓همه اماده با وسایل هاشون و لباس های غی...

My Vampire Mate Season 2 part : 90

TEN YEARS OLD LOVE ⁴عاقلانه بود؟ باید بهش اعتماد میکردم؟ چطو...

❤️ قلب بزرگ در حال خرید بودم که صدای پیرمرد دوره گردی به گوش...

Otagh baghli Part 45 قضیه ی صبح رو براش تعریف کردم و گفتم که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط