خوره ی چشم تو افتاده به جانم ، چه کنم؟
خوره ی چشم تو افتاده به جانم ، چه کنم؟
خم ابروت به من گفته بمانم ، چه کنم؟
س َ س َ سخت است گ ُ گفتن ح َ ح َ حتی س َ سلام
چشم بر زلف تو لکنت به زبانم ، چه کنم؟
ب ِ بخشید ک ُ کجا ک َ کمی آهسته
هم مسیریم عزیزم ، برسانم؟ چه کنم؟
دو سه تا سکته ی ناقص زده ام حرف بزن
به لبت بسته شده هر ضربانم،چه کنم؟
همه هستند ولیکن تو که چیز دگری
همه ی عمر پی سود کلانم ، چه کنم؟
چه شود دختر شاه پریانم بشوی
عاشق دختر شاه پریانم ، چه کنم؟
نگهت آلت قتاله ی در دست تو بود
که زده کشته دلم را به گمانم ، چه کنم؟
تو ببخش این منه بیچاره که بد حرف زدم
که شکسته دل و دست سخنانم،چه کنم؟
خم ابروت به من گفته بمانم ، چه کنم؟
س َ س َ سخت است گ ُ گفتن ح َ ح َ حتی س َ سلام
چشم بر زلف تو لکنت به زبانم ، چه کنم؟
ب ِ بخشید ک ُ کجا ک َ کمی آهسته
هم مسیریم عزیزم ، برسانم؟ چه کنم؟
دو سه تا سکته ی ناقص زده ام حرف بزن
به لبت بسته شده هر ضربانم،چه کنم؟
همه هستند ولیکن تو که چیز دگری
همه ی عمر پی سود کلانم ، چه کنم؟
چه شود دختر شاه پریانم بشوی
عاشق دختر شاه پریانم ، چه کنم؟
نگهت آلت قتاله ی در دست تو بود
که زده کشته دلم را به گمانم ، چه کنم؟
تو ببخش این منه بیچاره که بد حرف زدم
که شکسته دل و دست سخنانم،چه کنم؟
- ۱.۴k
- ۰۲ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط