{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدای گریه بچه و مادر یکی شد...تن خونه لرزید...پدر غرید با

صدای گریه بچه و مادر یکی شد...تن خونه لرزید...پدر غرید باز دختر...مادرشوهر تف تو صورت زن ریخت..تن خواهرها کبود و خونی و چشمها گریون...پدر حق داشت این چهارمین بود دیگر تحمل نداشت کودک تازه به دنبا آمده را پرت کرد بیرون...خواهر با تنی زخمی و خون آلود جسد نیمه جان کودک و مادرش را به خاک سپرد....
دیدگاه ها (۱)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 11اون زن نباید کمی ب...

در نیمه های شب پارت نهم/ عکس ها رو پایین دید دیگهه

#هوس_خان👑#پارت108هر قدمی که از اون اتاق از ادن خونه دور می ش...

سوختن در آتش تن ندادن به ....[حتما حتما تا آخر ب...

#داستان_کوتاه «قاتل‌ِ امام زمان یه زن‌ِ سیبیلوئه»، این را آق...

فیک کوک

#داستان_کوتاه «قاتل‌ِ امام زمان یه زن‌ِ سیبیلوئه»، این را آق...

بحر طویل-ضربت خوردن و بستر شهادت سحر بود و غم و...

بحر طویل-ضربت خوردن و بستر شهادت  سحر بود و غم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط