{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدای گریه بچه و مادر یکی شد...تن خونه لرزید...پدر غرید با

صدای گریه بچه و مادر یکی شد...تن خونه لرزید...پدر غرید باز دختر...مادرشوهر تف تو صورت زن ریخت..تن خواهرها کبود و خونی و چشمها گریون...پدر حق داشت این چهارمین بود دیگر تحمل نداشت کودک تازه به دنبا آمده را پرت کرد بیرون...خواهر با تنی زخمی و خون آلود جسد نیمه جان کودک و مادرش را به خاک سپرد....
دیدگاه ها (۱)

جایی برای تولد،خوردن خوابیدن،گریه کردن،خندیدن،مردن...همه زند...

خوبم فقط با زندگی کات کردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط