{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی در جزیره ای افتاد که همه ساکنینش زن بودند...

مردی در جزیره ای افتاد که همه ساکنینش زن بودند...
زنها تصمیم گرفتند مرد را اعدام کنند...
و پیش از اعدام از او خواستند که آخرین درخواستش را بگوید.









مرد گفت: می خواهم زنی مرا اعدام کند که خود را زشت ترین زن جزیره می بیند.!

طبیعتا مرد تا الان زنده است، مغازه ای باز کرده و خداروشکر اوضاعش روبراهه.
دیدگاه ها (۱)

عاشقِ اون لحظه‌م که استاد هی درس میدههی درس میده هی درس میده...

ﺑﻪ ﻳﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻡ ﻧﻮﺷﺘﻢﺧﻴﻠﻲ ﮔﺎﻭیﺑﺮﮔﺸﺘﻪ میگه :...

ﻱ ﺑﺎﺭ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺳﭙﻬﺮﻱ ﻣﻴﮕﻪ؛ ﭘﺸﺖ ﺩﺭﻳﺎﻫﺎ ﺷﻬﺮﻳﺴﺖ، ﻗﺎﻳﻘﻲﺧﻮﺍﻫﻢ ﺳﺎﺧﺖ ﻙ...

داشتم کارت پایان خدمت بابامو میدیدم بهش میگم بابا واقعا قدت ...

p15شب شده بود.جنا بعد از بستن آتلیه، به سمت خانه راه افتاد. ...

#مرد #زن #زندگی #رابطه #توجه#مرد_قوی #مرد_خسته #مرد_تنها #زی...

داستان عاشقانه جدید

Wooden doll 🍂 با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگ...

🌹 رزهای خونینپارت دومصبح روز بعد، یونا مثل همیشه زودتر از سا...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

🎭 آخرین نقشپارت پنجمروزهای فیلم‌برداری یکی‌یکی می‌گذشتند.لیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط