{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮

امضای خونین عشق

part⁷

قلبم یک لحظه از حرکت ایستاد.

اون دختر دقیقا داشت به من نگاه میکرد اما از پشت شیشه های عینکم، نمیتونست ببینه که چشمام تمام اجزای صورتش رو زیر نظر گرفتن. چشم ها،بینی، لب ها،تمام اعضای صورتش دقیقا شبیه همون چیزی بود که تصور میکردم.

دستمو به طرف دستگیره در بردم تا بازش کنم اما برادرم جلوم رو گرفت. اون مرد قوی هیکل داشت بانوی من رو صدا میکرد و اون هم به طرفش رفت.

_الان نه جونگ کوک الان وقتش نیست!

و من هم مثل یک انسان فلج،بی حرکت روی صندلیم باقی موندم. اون اینجابود ،زنده بود،اون واقعا وجود داشت.
من میتونستم اونو به دست بیارم، میتونستم لمسش کنم و تا ابد کنارش بمونم. سر برادرم داد کشیدم.

_داری چه غلطی میکنی؟

_اون کنار مردیه که ما نمیشناسیمش،ممکنه خطرناک باشه!


ماشین با سرعت بیشتری شروع به حرکت کرد و من نمیتونستم از اون دختر چشم بردارم، به نیم رخ بانوی من خیره بودم که داشت از جلوی چشمم محو میشد.

_افرادی رو فرستادم تا برن دنبالشون و دربارشوپ تحقیق کنن. قبل از اسنکه برسیم خونه میفهمیم اون مرد کی بود و تمام اطلاعاتش در اختیارمونه.

جیمین وقتی دید جوابی نمیدم کمی صداش رو برد بالا و اسمم رو صدا کرد.

_جونگکوک!

و ادمه داد:

_تو که این همه سال صبر کردی چندساعت دیگه هم طاقت بیار!

با چنان خشم و عصبی برگشتم و بهش نگاه کردم که انگار هر لحظه ممکن بود با دستای خودم بکشمش.

بخشی از مغزم که منطقی فکر میکرد با حرفاش موافقت میکرد،اما بخش دیگه که خیلی قوی تر هم بود بهم میگفت نباید به حرفش گوش بدم.

_فقط یک ساعت وقت داری!

خیلی جدی اینو به زبون اوردم و به فضای خالی روبه روم خیره شدم و تکرار کردم:

توی لعنتی فقط60 ثانیه وقت داری تا بهم خبر بدی اون مرد کی بود.

**

ماشین از حرکت ایستاد،به محض اینکه پیاده شدیم،افراد جیمین به طرفمون امدن و پاکت نامه ای رو به دستش دادن و برادرم هم بدون هیچ حرفی پاکت رو به سمت من گرفت.
حالا پاکت دست من بود و داشتم به سمت کتابخونه میرفتم

شرط

لایک ۱۸

کامنت ۱۸

بازنشر۱۸
دیدگاه ها (۱)

part⁶_دلت تیراندازی میخواست؟ خب حدس زدم اصلا دلت نمیخواد این...

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart⁵اینو گفتم و ...

The Boss Savage part26نمیدونست چقدر اما ثانیه ها در پی ثانیه...

The Boss Savage part40با پوزخند نگاه گرفته اش رو (شاید؟)برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط