عشق اجباری

عشق اجباری
پارت ۱۳
داشتم از بالکن بیرون می یومدم که صدای زوزه ی گرگ اومد برگشتم و به ماه نگاه کردم کامل بود . وای نه چرا امروز
#دانیال
وای باورم نمیشد که بتونه به این قشنگی گیتار بزنه . داشتم بهش نگاه می کردم که یهو صدای زوزه گرگ اومد . خدایا آخه چرا الان . به مانلی نگاه کردم باورم نمیشد دو تا گوش سفید گرگ بالای سرش بود و به دم گرگ داشت.
#ساناز
وای یا خدا من به ایلیا در باره ی رازم هیچی نگفتم . اگه بفهمه و ولم کنه چی ، از تعجب داشتم میکردم ایلیا چرا گوش و دم گرگ داره نکنه اونم .....
#ایلیا
چراااااا الان آخه ساناز حتما از دستم فرار می کنه یه نگاه به ساناز کردم . چییییییی ساناز چرا گوش و دم گرگ داره نکنه اونم......
# مانلی
وای خدا باورم نمیشه پسرا هم گرگینه هستن ، مگه میشه مگه داریم.
« دوستان این پارت رو بصورت امتحانی نوشتم اگه دوست دارید اینجوری باشه که همین جوری ادامه میدم اگه دوست نداشتین بگین که یه بار دیگه پارت ۱۳ رو بنویسم »
دیدگاه ها (۱۳)

عشق اجباریپارت ۱۴#مانلی وای خدا همین کم بود این دانیال همین ...

عشق اجباریپارت ۱۵ با هزار تا بدبختی از عمارت بیرون رفتیم شرو...

ممنونم از حمایتتون 💜💜

عشق اجباریپارت ۱۲بسه دیگه باید خودمو جمع کنم دیگه نه گریه می...

جیمین فیک زندگی پارت ۹۲#

جیمین فیک زندگی پارت ۸۰#

جیمین فیک زندگی پارت ۹۳#

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط