مردی نزد روانپزشک رفت و از غمی که در سینه داشت سخن گفت. ر
مردی نزد روانپزشک رفت و از غمی که در سینه داشت سخن گفت. روان پزشک پاسخ داد : در شهر دلقکی ست که مردم را میخنداند و شاد میکند نزد او برو تا غم خود را فراموش کنی ، مرد لبخند تلخی زد و گفت :
اخه انمرد خود منم.....
اخه انمرد خود منم.....
- ۵۳۶
- ۲۳ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط