{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسرک كه سرش حسابی گرم بود،برگشت و دید یه پـروانه كوچیک ا

پسرک كه سرش حسابی گرم بود،برگشت و دید یه پـروانه كوچیک اونجاست! ...
پروانه با شور و شوق گفت:میخوام باهات دوست بشم،لطفا پنجره رو باز كن.
اما پسرک با اوقات تلخی جواب داد: نمیشه،تو یه پروانه هستی!
پروانه خجالت زده سرش رو كج كرد و با صدای لرزون گفت: لطفا پنجـــــره رو باز كن،هـــــوا اینجـــا خیلی ســــرده!
اون پسر باز هم قبول نكرد: برو از اینجا و منو راحت بذار!
پروانه با غم زیاد از اونجا دور شد.
فرداش پسرک از رفتارش پشیمون شد و پیش خودش گفت: برای اولین بار كسی خواست با من دوست بشه ولی من حرفشو گوش نكردم و پیش خودش فكر كرد كه "ممكنه پــروانه برگرده و این بار با هم دوست میشیم".مدتها كنار پنجره باز اتاقش نشست. پــــروانههای زیــــادی اومدن اما از پـــــروانه اون شب خبـــــری نشد.
خسته از انتظار،پسرک پیش مرد دانا رفت و ماجرا رو براش تعریف كرد.
مرد دانا بهش گفت: پسر عزیزم عمر پروانهها بیشتر از یک یا دو روز نیست!
پسرک از اون روز دیگه همیشه یادش موند كه برای دوستی و دوست داشتن فرصت كوتاهی داره و نباید از کوچکترین فرصتی دریغ کرد
دیدگاه ها (۱۲)

ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮﯼ ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻟﻪ ، ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ ، ﺷﻨﯿﺪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎ...

 در سوره بقره خداى تعالى داستان عزير را ذكر مى فرمايد: كه خ...

 زنی در جوار بارگاه امام رضا(ع) آرزوی داشتن فرزند می کرد و ...

:بنام خدا. قصرحاکم شهروکلبه حقیرانه مردی دریک شهر ...

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 2 | مرد عنکبوتی سیاهکه یهو....تَق!صدای برخورد چیزی ب...

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۴با سردرد بدی چشماش رو با...

★Morning after.....+عشقم خسیس بازی در نیار بالاخره باید یجور...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁵به سمت آسانسور رفت و دکمه رو فشار داد...

★Morning after.....+عشقم خسیس بازی در نیار بالاخره باید یجور...

#دوپارتیبنگچان/ا.تP:2از جاش بلند شد و به سمت در اتاق رفت..لع...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p33درست جلوی همون دیواری که نینا پشتش پنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط