{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سال ها گذشت

سال ها گذشت
ما به هم نرسیدیم
جای تو اما، زنی همراه من است
به تو شباهتی ندارد
از تو بهتر نیست
حتی زیباتر...
.
تنها بخاطر لجاجتم کار به اینجا رسید،
.
اما وقتی موهایش را باز میکند
بی اختیار 
مثل همیشه
تو را صدا میزنم...
.
و او میخندد 
با اشتیاق میپرسد:
رابطه ی بین موهایش و دخترمان چیست؟!
و من هر بار میمیرم..
دیدگاه ها (۲)

یه دختــــــــر شــ‍اد بودمـدخـــترھ بـابـامـتـنہـامـــردھِ...

بـراے دُخـتـَـرم آرزوے خــوشــبـخـتـے مــے‌کــنــم، مــادرم ...

بعد از رفتنت ... زیارتگاهی مقدس شده اند این پنجره ها ...هر ر...

مغز خر خورده !در قدیم یکی از اعتقادات زنان این بود که اگر به...

سایه ای در راهرو های نقره ای

My Vampire Mate Season 2 part : 90

#چندپارتیفک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:4می...

#دوپارتیبنگچان/ا.تP:2از جاش بلند شد و به سمت در اتاق رفت..لع...

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی از همکاری خانومش گرم ...

پارت ۲۰ — بعد از آن شبسه ماه گذشت.یورا دیگر آن دختر سردرگم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط