{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🖤🔥 پارت ۱۹ — فاصله‌ی خطرناک

🖤🔥 پارت ۱۹ — فاصله‌ی خطرناک

صبح شده بود و باران هنوز آرام می‌بارید.
یونا کنار پنجره ایستاده بود، دستش روی شیشه و نگاهش به خیابان خیس بود.

جونگ‌کوک پشت سرش ایستاد.
نه نزدیک، نه دور.
فقط حضورش کافی بود که یونا قلبش تند بزند.

«می‌خوای بیرون بری؟»
صدایش آرام اما پرقدرت بود.

یونا سرش را تکان داد.
نه برای اجازه، فقط برای نشان دادن اعتمادش.

جونگ‌کوک قدم جلو گذاشت.
اما فاصله‌شان هنوز رعایت شد؛
نه زیاد، نه کم.

سکوتی بین‌شان شکل گرفت.
نه ترس، نه آرامش کامل—فقط یک کشش خاموش و خطرناک.

یونا برای اولین بار بعد از ماه‌ها، احساس کرد که کنار کسی بودن ممکن است، حتی اگر دنیا پر از تاریکی باشد.

—

اصکی ممنوع 🚫
دیدگاه ها (۰)

معامله p18درهای اتاق با عجله باز شد.چند پزشک وارد شدند و تجه...

RESPECT OR DIE : پارت پانزدهممرد چند لحظه به جونگ‌کوک خیره م...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟙𝟘: حقیقتصدای قدم‌های رزی در راهروی تاریک ن...

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

P : 30

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیآن شب، ا.ت سعی کرد مثل همیشه ...

Iove and the moonPart 43یونا با تعجب به کوک نگاه کرد.یونا: د...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

🖤 پارت ۲ | «پناه»لانا هنوز جلوی عمارت ایستاده بود.نگاهش به د...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۸ | «نقشه‌ی کوچی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط