پارت بیست و شیشم
(پارت بیست و شیشم)
یجی:ولی من دست نمیکشم آقای پارک
یجی از یقه ی جیمین گرفت و اونو به سمت خودش کشید که با صدای تهیونگ متوقف شد
ته:اوو اووو خانم یجی قرارمون یادتون رفته؟
تهیونگ همینجور که به سمتشون میرفت کنار صندلی بغل جیمی نشست و نوشیدنی توی دست رو تکون میداد بهشون نگاه میکرد ادامه داد:دفعه ی آخرت باشه چیزی که بهت میگم رو بخوای بزنی زیرش یادت نره قرار شد زیرش بزنی چی میشه
یجی همونطور که به جیمین نگاه میکرد لب زد:من زیر چیزی نزدم آقای کیم و بله یادمه چی گفتین که بزنم زیرش زیادی سخت نگیرید فکر کنم با یه کیس ساده آقای پارک مشکلی نداشته باشن بعد چیزایی که بینمون اتفاق افتاده دیشب
خودشو کمی نزدیک جیمین کرد و آروم لبشو بوسید ازش جدا شد با یه خداحافظی اونجا رو ترک کرد جیمین کلافه بهسمت تهیونگ برگشت که دید خون جلوی چشماشو گرفته و رگای دستش که مشت شده در حال ترکیدنه گفت...
یجی:ولی من دست نمیکشم آقای پارک
یجی از یقه ی جیمین گرفت و اونو به سمت خودش کشید که با صدای تهیونگ متوقف شد
ته:اوو اووو خانم یجی قرارمون یادتون رفته؟
تهیونگ همینجور که به سمتشون میرفت کنار صندلی بغل جیمی نشست و نوشیدنی توی دست رو تکون میداد بهشون نگاه میکرد ادامه داد:دفعه ی آخرت باشه چیزی که بهت میگم رو بخوای بزنی زیرش یادت نره قرار شد زیرش بزنی چی میشه
یجی همونطور که به جیمین نگاه میکرد لب زد:من زیر چیزی نزدم آقای کیم و بله یادمه چی گفتین که بزنم زیرش زیادی سخت نگیرید فکر کنم با یه کیس ساده آقای پارک مشکلی نداشته باشن بعد چیزایی که بینمون اتفاق افتاده دیشب
خودشو کمی نزدیک جیمین کرد و آروم لبشو بوسید ازش جدا شد با یه خداحافظی اونجا رو ترک کرد جیمین کلافه بهسمت تهیونگ برگشت که دید خون جلوی چشماشو گرفته و رگای دستش که مشت شده در حال ترکیدنه گفت...
- ۲.۰k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط