هفتمین عشق

هفتمین عشق
Part62
+که دیدم کاترینه که یهو کوک عصبی رفت سمتش ولی دستشو گرفتم
_ول کن دستمو
+کوک به حرفم گوش کن
_میگم ول کن(داد)
+دستشو کشید و رفتم سمتش یقش رو گرفت
_چی از جونمون میخای هااا
کاترین: کوک خواهش میکنم به حرفم گوش کن (کاترین دختر عموی کوک بود)
+کوک ولش کن
یهو کاترین افتاد به پام یه لحضه ترسیدم
کاترین: ات حدعقل تو بهم گوش کن خواهش میکنم
+دلم به رحم افتاده بود
چته چی شده
کاترین: ات لطفا کمکم کن طلبکارای بابام
بابام رو کشتن و الان دنبال من
خواهش میکنم کمکم کن
_گمشو بیرون گمشوووو(داد)
کاترین: کوک خواهش میکنم من دیگه اون ادم سابق نیستم
+هیشش پاشو باهام بیا
بردمش تو اتاقم
ببین نمیدونم چی شده ولی همینجا استراحت کن و لباسای من رو میتونی بپوشی و میتونی، دوش بگیری الان یه محمونی مهم دارم فردا راجبش صحبت میکنیم باشه؟
کاترین: باشه
ات.... من بابت اون روز معذرت میخام چون کوک رو دوست داشتم اون کارو باهات کردم واقعن منو ببخش
+اشکال نداره کاترین همه یه روزی یه اشتباهی کردن
استراحت کن...
من میرم
رفتم پایین کوک خیلی عصبی بود و همش مشروب میخورد
که یهو خاله اومد سمتم
م/ه: دخترم چی شده چ ا اینجوری کرد
+خاله به هانا بگو توضیح بده الان نمیتونم توضیح بدم
م/ه: باشه دخترم
+رفتم سمت کوک خیلی عصبی بود
نخور ایقد مست میشی
_دیونه ای ات چرا گذاشتی اونجا باشه
+کوک اون عوض شده
_احمق
+خودتی
اصن ولش
مشروبو از دستش گرفتم سر کشیدم

#رمان #فیک #سناریو #واکنشات
#جونگکوک #تهیونگ #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #شوگا #بی_تی_اس #ارمی
دیدگاه ها (۵)

هفتمین عشق Part63+امروز روز مهمه کوک دستشو گرفتم کشوندم وسط ...

هفتمین عشق Part64+که هولش دادم نمیدونم چرا ولی یه حسی داشتمآ...

هفتمین عشق Part59که خاله جون و شوهر خاله هم اومدن م/ه:بریم ...

هفتمین عشق Part58+به تو چه-راست میگی به من چه +زود باش دیر م...

پارت ۳۰

هنرمند کوچولوی من

عشق چیز خوبیه پارت ۴ صبح از خواب بلند شدم یکی که بهش میومد س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط