{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هفتمین عشق

هفتمین عشق
Part58
+به تو چه
-راست میگی به من چه
+زود باش دیر میشه
-باشه
حسابی عصبی شده بودم حدعقل اون رژ قرمز رو پاک میکرد
سوار ماشین شدیم و راه افتادیم فرودگاه

روای اعضا
میا :هی بچه ها بیاین تقسیم شیم یه چند نفر برن این سمت چند نفر اون سمت
م/ه:من با شوهرم میرم
ب/ه:اره ما با هم میریم
میا :باشه خاله جون برید
خب منم
شوگا:باهم بریم؟
یومی:اره اره برید منو جیهوپ هم میاییم
نامجون و ماری و جین و یونا هم باهم برید تمام
نامجون :اره اینجوری بهتره
یومی :خب من یه نقشه دارم
شوگا:دوباره؟
مگه ما یدونه نقشه نکشیدیم؟
میا:نه احمق اون نقشه ما نبود نقشه ی ماری و یونا بود ما تو این گروهیم بلاخره ما هم باید یکاری کنیم
شوگا:خب نقشه چیه
یومی:دنبالم بیایید
بریم تو این مغازه
جیهوپ:اینجا که لباس های کاپلی میفروشن
یومی:زدی تو خال
شوگا:الان فهمیدم
یومی:ما برای تهیونگ و هانا دوتا لباس کاپلی می‌خریم و میگیم یکی اشتباهی برای کوک و ات فرستاده شده
شوگا:عیجان
خب واسه ات و هانا با شما
واسه تهیونگ و کوک هم با منو جیهوپ
یومی:باشه
رفتیم سمت غرفه دار
سلام خوب هستین
&بله بفرمایید
یومی:اگه میشه یه لباس باز و یه لباس پوشیده بدین
شوگا:مردونه رو باز ندینا😂
میا:نمکاتو بلیسم
شوگا:بلیس
میا:گمشو
یومی؛بسه بچه ها
بعد چندمین انتخاب کردیم خیلی قشنگ بودن (عکسشو میزارم)
و رفتیم سمت بقیه اونا هم لباساشون رو خریده بودن (عکساشون میزارم)
داشتیم می‌رفتیم که ...

اسلاید اول کوک و ات
اسلاید دوم هانا و تهیونگ
به ترتیب اسلاید اعضا
میا
جیا
یومی
مینجی
یونا
ماری
دیدگاه ها (۲)

هفتمین عشق Part59که خاله جون و شوهر خاله هم اومدن م/ه:بریم ...

هفتمین عشق Part62+که دیدم کاترینه که یهو کوک عصبی رفت سمتش و...

هفتمین عشق Part57+که دیدم کوک نیست کجا رفته پس جونگگگگ کوککک...

هفتمین عشق Part55+بعد چندتا بوق گوشیو برداشت الو تهیونگ تهیو...

پارت ۱۲

شب تولدم پارت 33فصل دوم پارت 4از صف تاب زدم بیرون رفتم پیش ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط