{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعر: جلیل صفربیگی

شاعر: جلیل صفربیگی
در آب که شستی تن بی‌تابت را

دیدند تمام رود‌ها خوابت را

لب‌هام به شکل بوسه-ماهی شده‌اند

بنداز درون آب قلابت  را !

2-

از این همه ابر لوس باران عزیز!

شد چهره ی من عبوس باران عزیز!

خشکید دوباره غنچه لبهایم

یک قطره مرا ببوس باران عزیز!

3-

شب گم شده در سیاهی چشمانت

شد رود ستاره راهی چشمانت

قربان نگاه تو که اقیانوسی

افتاده به تور ماهی چشمانت

4-

عمری است شبانه روز لبهایت را...

لب باز نکن هنوز لبهایت را...

نه! سیر نمی شوم به چندین بوسه

بر روی لبم بدوز لبهایت را

5-

تا از لب تو شنید بوسه بوسه

از روی لبم پرید بوسه بوسه

پس کی تو مرا...؟کی تو مرا...؟ کی تو مرا...؟

جانم به لبم رسید بوسه بوسه

6-

نه سیب نه گندم است بین من و تو

بین من و تو گم است بین من وتو

 این عشق که دیگران از او می گویند

یک سوءتفاهم است بین من و تو
دیدگاه ها (۱)

شب گم شده در سیاهی چشمانت شد رود ستاره راهی چشمانت قربان نگا...

شب گم شده در سیاهی چشمانت شد رود ستاره راهی چشمانت قربان نگا...

در آب که شستی تن بی تابت رادیدند تمام رودها خوابت رالب هام ب...

در آب که شستی تن بی تابت رادیدند  تمام  رود ها  خوابت رالبها...

هوا ، هوای سرپیچی از دستورات الهیه 🍻

...شب مهیای نماز است و دلـم در آب و تابتا سحر غرق دو چشمان ...

عشق زیبایم تو هستی،دوست دارم دم به دم ساحل عشق مرا باعشق خود...

#بفرست_براش بگو جانم چرا با من ، نگاهت سرد و خاموش است؟تو در...

#بفرست_براش بگو...جانم چرا با من ، نگاهت سرد و خاموش است؟تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط