{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا به یاد می آوری ؟

مرا به یاد می آوری ؟
من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنند و ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود (روم 48)
دیدگاه ها (۹)

اینم داش کریس رونالدو که امشب میشه بهترین بازیکن جهااااااااا...

دوست دارم یک شب هفتاد سال پیر شوم در کنار خیابانی بایستم.....

پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت ف...

زندگیِ من آرام می گذشت. اتفاقی نمی افتاد..! تا این که سک...

«از چه بگویم؟ از غمی که انگار ریشه‌اش در عمقِ وجودم است و هر...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

# پارت چهاردهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط