{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دردم نه تنهایی که جدایی ست و اضطرابم نه زاده ی بی کسی ست

دردم نه تنهایی که جدایی ست و اضطرابم نه زاده ی بی کسی ست که بی اویی ست. دلی که از بی کسی غمگین است هر کسی را می تواند تحمل کند هیچ کس بد نیست اما دلی که در بی اویی مانده است برق هر نگاهی جانش را می خراشد. طرحی٬ ناز چشمانی٬ طرح اندامی٬ باز در نگاه او فریاد می کشد که او نیست. دکتر علی شریعتی
دیدگاه ها (۲)

بی "تو" مهتاب شبی را همگان میدانند...همگان شعر دو چشمان "تو"...

من عاشقانه دوستش داشتم و او عاقلانه طردم کرد . منطق او از حم...

ای رفته زدل؛رفته ز بر؛رفته ز خاطربر من منگر؛تاب نگاه تو ندار...

خدایا . چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉-𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉-𝒆 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو) پارت𝟗...برای باکوگو دی...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و چهارم: سمفونیِ سکوت و اعترافِ...

پارت ۹گیجی و سردردم کمی فروکش کرده بود از جا بلند شدم. بالاخ...

دردم نه تنهایی که جدایی ست و اضطرابم نه زاده ی بی کسی ست که ...

دردم نه تنهایی که جدایی ست و اضطرابم نه زاده ی بی کسی ست که ...

دیروز همسایه ام از گرسنگی مرد ، در عزایش گوسفندها سربریدند (...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط