{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روی قبرم بنویسید... کسی بود که رفت...

روی قبرم بنویسید... کسی بود که رفت...
لحظه ای از غم ایام نیاسود که رفت...
بنویسید؛ از آغوش خدا آمده بود... هیچکس هیچ نفهمید چرا آمده بود؟؟؟ بنویسید؛ نفهمید کسی، دردش را... هیچکس درک نمیکرد، رخ زردش را... بنویسید؛ که یک عمر کسی را کم داشت... در نگاهش اثر از حادثه ای مبهم داشت...
بنویسید؛ هوای دل او ابری بود... بنویسید؛ که اسطورهء بی صبری بود... بنویسید؛ پرش لحظهء پرواز شکست...بنویسید؛ دلش را به دل پیچک بست...
روی قبرم بنویسید؛ دلی عاشق داشت... دور تا دور دلش یاس و اقاقی میکاشت...
رج به رج فرش دلش را گره با خون میزد... شهرتش طعنه به رسوایی مجنون میزد...
بنویسید؛ که با عدل جه
دیدگاه ها (۱)

عصر عصرتنهاییست،نگاه که کنی میبینی همه ترجیح میدهند صندلی جل...

از مرگ میترسم…!!!فقط‍ به خاطڔ‍ گریہ هاے♥مادڔم♥….وگرنہ…*آنقدر...

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

روی قبرم بنویسید...کسی بود که رفت...لحظه ای از غم ایام نیاسو...

روی قبرم بنویسید... کسی بود که رفت... لحظه...

روي قبرم بنويسيد...کسی بود که رفت...لحظه ای از غم ايام نياسو...

روي قبرم بنويسيد... کسی بود که رفت. لحظه ای از غم ايام نياسو...

روی قبرم بنویسید..از آغوش خدا آمده بود...هیچکس هیچ نفهمید چر...

روي قبرم بنويسيد... کسی بود که رفت. لحظه ای از غم ايام نياسو...

روي قبرم بنويسيد... کسی بود که رفت... لحظه ای از غم ايام ني...

روی قبرم بنویسید کسی بود که رفتلحظه ای از غم ایام نیاسود که ...

روی قبرم بنویسید...کسی بود که رفت...لحظه ای از غم ایام نیاسو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط