سال هاست
سال هاست
دیوارها را برداشته اند ...
و به جایشان
پنجره هایے به بزرگے نبودنت
بے هیچ پرده اےگذاشته اند
من
پر مشغله ترین آدم روے زمینم
شده ام نیمکت...
کنار پنجره مے نشینم
و چشم مے دوزم به انتهاے خیابان
و زل مے زنم
به همه آدم هایے
که از دور
انگار "تو" هستند ...
دیوارها را برداشته اند ...
و به جایشان
پنجره هایے به بزرگے نبودنت
بے هیچ پرده اےگذاشته اند
من
پر مشغله ترین آدم روے زمینم
شده ام نیمکت...
کنار پنجره مے نشینم
و چشم مے دوزم به انتهاے خیابان
و زل مے زنم
به همه آدم هایے
که از دور
انگار "تو" هستند ...
- ۸۹۵
- ۲۶ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط