{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مان بغلی من

مان بغلی من

پارت ۸۲

ارسلان :آ باریکلا حالا برو بخواب

دیانا: نمیدونم چرا برای حرف هلش باید دلیلم و توصیح میدادم و به حرفش گوش میداد انگار افسارم دستش بود وجدانم زد تو سرم و گفت خ.ر.ه مگه نگفتی دوسش داری حالا میگی چرا بعد از فکر با زاری جواب دادم همین الان از خواب بیدار شدم

ارسلان: برو بگیر بخواب بچه

دیانا: رئیس من بچه نیستم

ارسلان: چرا هستی حالا برو بخواب

دیانا: آنقدر دارو هایی که دادی خواب اوره اصلا نمیتونم دو دقیقه بیدار بمونم

ارسلان: باید تاثیر بزاره که خوب بشی دیگه
دیدگاه ها (۱)

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

فیک جونگکوک

پارت ۲۶

KIM V

فیک تهیونگ

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

THE FIRST KISSPART: 7اسماتیدفه نگاهم رو بدنش قفل شد بدنش اصل...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۴

تک پارتی درخواستی وقتی خانوادش ازت خوششون نمیومد سلام من ات...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط