ادامه پارت ۵۰
ادامه پارت ۵۰
دختره خنده ای به این متن طنزی که نوشته بودن کرد اما وقتی چشم افتاد به حقوقش دوتا چشم هاشو چهارتا شدن خیلی زیاد بودن سریع به آدرسش نگاه کرد ات : خدایا واسم یه فرشته تو راه گذاشتی این خیلیییی خوبه من میرم
جیمین : تو چیکار کردی
می کو : خوب تو گفتی داداشه طرفو پیدا کن منم اینجور پیدا میکنم
جیمین از رویه مبل بلند شد و دستی مو هایش فروع برد کمی موهاشو بهم ریخت دوباره با عصبانیت روبه لوهان کرد جیمین : لوهان تو که عقل داشتی چرا تو ننوشتی
لوهان : نذاشت من بنویسم
می کو : یعنی میگی من عقل ندارم
لوهان : نمیدونم تو این شک هست شاید بعد از تصادفی که کردی عقلت آسیب دیده
می کو : خاک تو سرت کنم
جیمین : ساکت، مطمئنم که میفهمه با اون متنی که تو نوشتی آبروم میره
می کو : خوب که چی بفهمه تو که فقط استادش هستی نکنه
جیمین : ادامه نده ... خوب مهمونی امشب برای چیه
لوهان سریع به می کو نگاه کرد اما اون با خیالت راحت جواب داد
می کو : خوب معلومه مهمونی های من که تموم نمیشه
دختره خنده ای به این متن طنزی که نوشته بودن کرد اما وقتی چشم افتاد به حقوقش دوتا چشم هاشو چهارتا شدن خیلی زیاد بودن سریع به آدرسش نگاه کرد ات : خدایا واسم یه فرشته تو راه گذاشتی این خیلیییی خوبه من میرم
جیمین : تو چیکار کردی
می کو : خوب تو گفتی داداشه طرفو پیدا کن منم اینجور پیدا میکنم
جیمین از رویه مبل بلند شد و دستی مو هایش فروع برد کمی موهاشو بهم ریخت دوباره با عصبانیت روبه لوهان کرد جیمین : لوهان تو که عقل داشتی چرا تو ننوشتی
لوهان : نذاشت من بنویسم
می کو : یعنی میگی من عقل ندارم
لوهان : نمیدونم تو این شک هست شاید بعد از تصادفی که کردی عقلت آسیب دیده
می کو : خاک تو سرت کنم
جیمین : ساکت، مطمئنم که میفهمه با اون متنی که تو نوشتی آبروم میره
می کو : خوب که چی بفهمه تو که فقط استادش هستی نکنه
جیمین : ادامه نده ... خوب مهمونی امشب برای چیه
لوهان سریع به می کو نگاه کرد اما اون با خیالت راحت جواب داد
می کو : خوب معلومه مهمونی های من که تموم نمیشه
- ۲۲.۱k
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط