{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو مرا باز رساندی به یقینم، کافیست

تو مرا باز رساندی به یقینم، کافیست



قانعم، بیشتر از این چه بخواهم از تو

گاه گاهی که کنارت بنشینم، کافیست



گله ای نیست، من و فاصله ها همزادیم

گاهی از دور تو را خوب ببینم، کافیست



من همین قدر که با حال و هوایت-گهگاه-

برگی از باغچه ی شعر بچینم، کافیست



فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز

که همین شوق مرا، خوبترینم! کافیست
دیدگاه ها (۹)

یک شب یه نفرازکنارقبرستون رد میشه میبینه همه مرده ها روی قبر...

خدایا آن زمان که پنجره ای برای صدا زدن ندارم امیدم به توست، ...

نترس از هجوم حضورم چیزی جز تنهایی بامن نیست

دلم کسی را می خواهد که به چشم هایم گوش کند کسی که نگاهم را ...

#دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیستتو مرا باز رساندی به یقینم ...

♥️.من همین قدر ڪـهبا حال و هوایت ،ڪَـه ڪَـاه ، برڪَـی از باغ...

.گلہ‌ای‌ نیست ،من و فاصلہ‌ ها همزادیم ؛گاهے از دور تو‌ را خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط