{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درکوچه ای وارد میشدم

درکوچه ای وارد میشدم

پیری ازکوچه درآمد
پیرگفت: نرو
بن بست است
گوش نکردم رفتم
بن بست بود،برگشتم
سرکوچه که رسیدم
پیرشده بودم !
قدر تجربه های بزرگترهارو بدونید
دیدگاه ها (۷)

باز باران اما کو ترانه؟؟کو دو دست کودکانه؟؟کو نگاه عاشقانه؟؟...

‌نگو هرگز خداحافظ ..................... خداحافظ ک...

من دلم برای دوران رفاقت های غیر مجازی تنگ شده .یادت هست رفیق...

👎 👎 ✍ «از تمام هیاهوی این دنیا،تنها پنجره‌ای می‌خواهم...که ...

پارت ۱ ویو ا.ت چند روز بود که نامجون شبا دیر میومد خونه و ر...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 169♡⁠。⁠)⁩اشكم ب...

پارت ۱ساعت ۱۲ و ۱۵ دقیقه ی شب_جونگکوک:بعد از ۱۷ ساعت کار و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط