سکوت کمر فکرم را شکست ...
سکوت کمر فکرم را شکست ...
خسته ام...
از تظاهر به خندیدن به بودن به صبر و ایستادگی...
کاش میشد به عزراییل رشوه داد...
اینجا در این سرزمین خاکی
پر است از ادم هایی که مرا نمی فهمند و فقط ترجمه ام می کنند
ان هم به زبان خودشان...
خسته ام..
خسته ام...
از تظاهر به خندیدن به بودن به صبر و ایستادگی...
کاش میشد به عزراییل رشوه داد...
اینجا در این سرزمین خاکی
پر است از ادم هایی که مرا نمی فهمند و فقط ترجمه ام می کنند
ان هم به زبان خودشان...
خسته ام..
- ۱.۲k
- ۱۲ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط