{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ات

ویو ات
ات: باشه فقط نزدیکم نیااا
تهیونگ‌خوابید منم خیلی فک‌کردمم
که دوسم داره چون منم از اون شب که پیش اون دختره بود یحسی بش دارم که از لحظه هایی که با اونم خیلی بم خوش میگیزرهه و دوسشون دارم
بد وقتی مییبینم بخواطر ی پسر که باش حرف زدم انقدر ب هم ریختهه خوشم‌امده دوست دارم همچین حسی تا حالا نداشتم
صبح روز بد
ات: تهیونگ
ته: هوم( خابالوو
ات: یچی میگم پرو نشوو
ته: بگو ( خابالو
ات: منم دوست دارم
خلاصه
تهیونگ وقتی فهمید خر ذوق شد
ازدواج کردن
بچه دار شدن
نوه دار شدن
مردن
و پایان( من از این فیک بدم میااادددد
_______________
بچه ها قبول دارم اینو ریدم
ولی خب من فیک قبلیو خیلی دوس داشتم برا همین تند تند پارت میزاشتم ولی از این بدم‌میومد قول میدم فیک بدی محشر باشه
دیدگاه ها (۲۸)

تهکوک دوتا پسر نوجونن که با کلاه برداری و شرت بندی و هزار سخ...

ویو جونگ کوک ب سمت پرورشگاه رفتیم تهیونگ: کوک باید کوجیک باش...

ویو ات منو کشید بغلش ات: تهیونگ چیکار میکین مستی ولم کننته: ...

ویو ات ساعت ۱۲ بودو هیچ خبری از اون تهیونگ نبودو منوی خونه ب...

ویو جونگ کوک : مثل هر روز بیدار شدم کار های روزانه ام رو کرد...

the last بعد چند دکتر از اورژانس اومد بیرون و گفت :د: تبریک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط