{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو جونگ کوک

ویو جونگ کوک
ب سمت پرورشگاه رفتیم
تهیونگ: کوک باید کوجیک باشه که فک کنن ما مسعول بزرگ کردنشیم
کوک: ولی تو سن ما شک میکنن که بچه بزرگ‌کنیمو بمون بدنش
تهیونگ: اون موقعه ب روش خودنون وارد میشیم( پوزخند
کوک: موافقمم
وقتی رسیدیم ی خانومی امد
_: بفرماید
کوک: گفته بودیم برا سر پر...( سرد و جدی
_:اها بله بیاید
دختره برگشت که بره داخل
کوک: هعی؟( جدی
_: بله؟
کوک: نبینم دوباره وسعط حرفم بپری
دیگه هیچی نزاشتم بگه و با تهیونگ جلو تر وارد شدیم
//: سلام من سر پرست تمام این بچه هام شما تو چه سنی و چه جنسی در نظر دارید
تهیونگ: یجور میگید انگار امدیم خرید لباس( سردو خالص
//: بببخشید؟
کوک: هیچی ... دختر باشه و سن کم ولی ن نوزاد
//:او بله دنبالم بیاید
مارو ب سمت ی اتاق برد که سر تا پا صورتی بود ایی رنگ قطه
//: خب اقایون این دختر ۲ سالشه و میبینید با نمکه
خب بچه نازی بود و هعی گریه میکرد ب تهیونگ نگا کردم
که فهموند ن
بعدیشم هعی میخندید
//: این ۳ سالشه
کوک: ن
//: این یکی هم ۲ سالشه
خب ساکت بودو ناز خوابیده بود
کوک: من از این خوشم امد
ته: اره بچه خوبی میاد
//: لطفا بیاید دفترم
کوک: اوم
دنبالش رفتیم تو دفترش پشت میز نشست
و منو تهیونگم رو کاناپه
//: خب میدونید که باید زمین یا خونه ب نامش کنید
کوک: بله میدونیم
سند یکی از هتلارو بش نشون دادم
کوک: کافیه؟
دیدگاه ها (۰)

ویو ته//: بله خب چند سالتونه کوک: ۱۸ته: ۱۹//: چی خب تو این س...

ویو ته یدفعه صدا گریه امدد ته : ایییی چته نصف شب بزار بخوابب...

تهکوک دوتا پسر نوجونن که با کلاه برداری و شرت بندی و هزار سخ...

ویو ات ات: باشه فقط نزدیکم نیااا تهیونگ‌خوابید منم خیلی فک‌ک...

شب تولدم پارت 47فصل دوم پارت18ات: قول میدی جونگ کوک: بستگی د...

#انیگمای‌جذاب‌من پارت ۱ویو تهیونگ داشتم روی پرونده جدید تحقی...

Which onepart 6تو همین افکارم بودم که یکنفر از پشت سرم بهم ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط