{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

MY FAVORITE ENEMY

"MY FAVORITE ENEMY"
GHAPTER:1
PART:۸۳

"ویو جنا"



به خانم لی برایه چیدن میز کمک کردم


همه دور میز جمع شدن..

و شروع کردیم به خوردن غذا..


کل تایم سرم و بالا نیاوردم ‌.

و بعد شام میز و جمع کردم و به سمت پله ها رفتم..


زن عمو گفت :

_کجا؟؟الان تهیونگ میاد پایین..میخوایم حرف بزنیم..کجا میری؟؟

جنا: خستم...باشه یه شب دیگه..

از پله ها بالا رفتم که در اتاق تهیونگ و دیدم که باز بود..

کاش دوباره بسته شه و من راحت شم..

وقتی امدم از جلوش رد بشم. چشمم بهش خورد که داشت لباس راحتی می پوشید..

قطعا قراره فردا برن پیش معدن..

منم باید برم..
باید یه هیجانی به زندگیم بدم ..

و وارد اتاقم شدم و در و بستم..

چاقو و تفنگ و تیر همه چیو اماده کردم..

__روز بعد.___

داشتیم صبحانه میخوردیم که گوشیه تهیونگ زنگ خورد..

ته: الو؟؟رسیدی؟
..
ته: خب امدم..

و از جاش بلند شد و رفت..

از از تیپش مشخص بود که چیکار میخواد بکنه
به محض خارج شدنش از خونه دوییدم طبقه بالا و لباسم و پوشیدم..

چاقو هاییو تو لباسم مخفی کردم و از اتاق خارج شدم..

عمو: کجا؟.

جنا: با یوری قرار دارم..

عمو: با این لباسا؟
جنا: عمو هالوینه ها..
عمو: باشه...

تا جلو در رفتم و قبل از باز کرد در گفتم:

_عمو...میشه یکی از موتورات و بهم بدی؟؟

یکم مشکوک نگام کرد..

و از رویه میز یکی از سوئچارو سمتم پرت کرد که سریع گرفتمش..

عمو: مراقب باش..

جنا: ممننوووننن

وارد پارکینگ شدم و سریع سوار موتور شدم و از حیاط عمارت زدم بیرون..

ممکنه تو جاده تهیونگ و جیمین و ببینم..باید از خاکی برم...


با سرعت با سمت معدن رفتم.

و چند متر جلو تر موتورو خاموش کردم و تو
جنگل گزاشتمش.

و اروم اروم جلو رفتم..


از پشت بوته ماشین جیمین و دیدیم..
ولی دوتا ماشین دیگه هم بود.

اونا کین؟؟

قطعا جیمین و تهیونگ عضو یه گروهن ولی عضایه دیگه گروه کیان؟؟
دیدگاه ها (۳)

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۸۴"ویو جنا"قطعا جیمین و تهی...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۸۵"ویو تهیونگ*با حرص در و ب...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۸۲"ویو جنا"جنا: خانممم لییی...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۸۱"ویو جنا"جنا: گمش کردم..ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط