{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بزا چند تا سلامتی بگم تا واست مزه کنه...

بزا چند تا سلامتی بگم تا واست مزه کنه...
بزا بگم تا اشک تو چشات حلقه کنه...
به سلامتی اون زندونی که امشب شب اول حبسشه...
به سلامتی اون سربازی که امشب شب اول خدمتشه...
به سلامتی اون اعدامی که امشب شب آخرشه و حال احوالش داغونه...
به سلامتی اونی که تو صف اهدای عضو و نفسای آخرشه...
به سلامتی مادری که جلو در اتاق بچشه ولی شب اول مرگ بچشه...
به سلامتی اونی که عشقش با یکی دیگه رفته ولی هنوز منتظر برگشتنشه...
به سلامتی اونایی که از مردونگی و جوانمردی فقط اسمشو به ارث بردن
به سلامتی اونی که خنجر از پشت میخوره ولی میگه سرش سلامت خنجرتو دست رفیقمه...
سلامتی اونایی که امشب احساس غم دارن...
سلامتی همه اونایی که چشم به راهن.....
و
سلامتى همه ى بچه هاى ويسگون که الان بيدارن و
ايشالله هيچ وقت غم تو دلشون نشينه.
دیدگاه ها (۷)

کسى هست بياد بحرفيم.....

چى بگم والا

لطفا به پروفم سربزنيد

به وبم سربزنيد

قسܩـتـ پنجم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧{موقعیت روز اول کارجنی}جنی:...

پارت ۴ساعت ۱۱ شب بود که صدای درِ اصلی عمارت، مثل یک تپشِ سنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط