{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد آن که جز به روی منش دیده وانبود

یاد آن که جز به روی منش دیده وانبود
وان سست عهد جز سری از ماسوا نبود
امروز در میانه کدورت نهاده پای
آن روز در میان من و دوست جانبود
کس دل نمی دهد به حبیبی که بی وفاست
اول حبیب من به خدا بی وفا نبود
دل با امید وصل به جان خواست درد عشق
آن روز درد عشق چنین بی دوا نبود
تا آشنای ما سر بیگانگان نداشت
غم با دل رمیده ما آشنا نبود
از من گذشت و من هم از او بگذرم ولی
با چون منی بغیر محبت روا نبود
گر نای دل نبود و دم آه سرد ما
بازار شوق و گرمی شور و نوا نبود
سوزی نداشت شعر دل انگیز شهریار
گر همره ترانه ساز صبا نبود
دیدگاه ها (۱)

یاد آن که جز به روی منش دیده وانبودوان سست عهد جز سری از ماس...

یاد آن که جز به روی منش دیده وانبودوان سست عهد جز سری از ماس...

یاد آن که جز به روی منش دیده وانبود وان سست عهد جز سری از م...

متن شعر من از بیگانگان ننالم که با من هر چه کرد آن آشنا کرد ...

غزلستان: فال روز پنجشنبه، ۱۶ بهمن ۱۳۹۹ سحر بلبل حکایت با صبا کرد که عشق روی گل با ما چه ها کرد از

سحـــر بلبل حکـــایت با صبا کردکه عشـــق روی گل با ما چه‌ها ...

سحر بلبل حکایت با صبا کردکه عشق روی گل با ما چه‌ها کرداز آن ...

سحر بلبل حکایت با صبا کرد که عشق روی گل با ما چه‌ها کرد از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط