{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ButYou

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌
#P‌a‌r‌t‌¹⁰

-خیلی زیبایی برخلاف دوستت
منظورش دورا بود؟
اما دورا واقعا چهره ی زیبا و دلنشینی داشت.....
+توام جذابی آقای ایکس
(منظور از ایکس"x" درواقع همون مجهوله چون اینجا بورا اسم تهیونگ رو نمیدونه)
-تهیونگم....کیم تهیونگ....
+خوشبختم کیم تهیونگ شی....اسمم....
-لی بورا درسته؟
+درسته....
کمرم رو گرفت و نزدیک خودش کرد.....
جامش رو به جامم زد و‌ با لبخند ملیحی سر کشید....
به تقلید ازش همون کار رو کردم.....
رفتیم روی استیجی که مخصوص رقص بود....
درحالی جام در دست داشتیم باز هم جلو عقب میشدیم و همراه با ریتم تکون میخوردیم.....
اما نگاهمون داخل هم قفل بود....
-از همون روز داخل دانشگاه هم توجه جلب میکردی....
+داری بهم میگی پیک می؟
-نه دارم از زیبایی هات تعریف میکنم
+خودم میدونم....من زیبام
-نه چهره‌ت نه....انرژی متفاوتی داری.....
+منظور؟
-دروغ نگم دلنشینی!
+ممنونم نظر لطفته
با دستی که خالی بود کمرم رو گرفت و منو نزدیک خودش کرد....
+مطمعنی حس دیگه ای نسبت بهم نداری؟
-باید مطمئن بشم....
اینو که گفت منظورشو نگرفتم اما با کوبیده شد ل*باش رو لبام متوجه منظورش شدم.....
تاثیر ال*کل بود....
درسته کمی شیطنت داشتم اما ه*زه نبودم....
مطمعنم تاثیر ال*کل بوده....
من عمرا همچین کاری کنم.....
دیدگاه ها (۰)

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌#P‌a‌r‌t‌⁰⁹سایه ای که بلای سرم حس میکردم از ...

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌#P‌a‌r‌t‌⁰⁷نگهبان ها در رو برامون باز کردن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط