{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My teacher

My teacher
part:8
v:داشتم از از جاده جنگلی میرفتم طرف شهر که برای خونه وسیله بگیرم
که دیدم یه دختر داره بزور توی جاده راه میره خب شب بود و بارون می‌بارید وخطرناک بود
که یه دختر تنها توی جاده خیلی خطرناک
از نور ماشین برگشت و وقتی که ماشینو دید شروع کرد به دوییدن
یکم که توجه کردم دیدیم همون شاگردمه که امروز با اون سارا ی هرزه داشت دعوا میکرد
پدر سارا مافیاست و این طرفا یه خونه توی جنگل داشت
حتما سارا و سوهو تنها گیرش آوردنو عضیتش کردن
jena:داشتم تند تند میدوییدم چون فکر میکردم سوهو اوفتاده دنبالم تا اینکه
دیدم داره صدام می‌کنه برگشتم دیدم استفاده جدیده دانشگاهمونه
راستش تعجب کردم بخاطر ماشینش آخه یه ایستاده معمولی چطور cls داره
V:هی جنا تو اینجا چیکار میکنی سوار شو ببینم
jena:استاد شما اینجا چیکار میکنید ؟
V:الان وقت این حرفا نیست سوار شو داره بارون می‌باره سرما میخوری
jena:چون اصلا حالم خوب نبود سوار شدم
بخاطر بارون لباس مدرسه ی سفیدم چسبیده بود به تنم و بدنمو نشون میداد و خجالت می‌کشیدم اما نمی‌تونستم کاری کنم
V:متوجه معذب شدنش شدمو کتمو دادم بهش و بخاری رو زدم تا سرما نخوره
دیدگاه ها (۸)

عمارت بلک وود

نام فیک:«دیــداریـــــی عجیب»(پارت:2)ـــــــــــــــــــــــ...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

Pat:2اسم: عاشق چشماش شدمیه لحظه احساس کردم خیلی خوشتیپه. وای...

فقط یه دوست معمولی پارت 4داشتم کتابم رو باز می‌کردم که صدای ...

star key ring: 5

بچه ها من ناخواسته یکی رو ناراحت کردم البته من ناراحتش نکردم...

شاهکاری به نام دروغ

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط