چپتر دهم
چپتر دهم
دروغ شیرین
.لعنت بهت کریستوفر بنگ چرا اینطوری شدی؟
ساعت ها پشت هم گذشتن و سپیده دم به اتاق نور بخشید . در تمام این مدت حواسم متمرکز روی چان و بلایی که ممکن بود سرش اومده باشد بود زخمش را محکم بسته بودم و به نظر خون ریزی اگر کاملا بند نیامده بود لااقل کمتر شده بود . با یک حوله که از توی بار برداشتم گودال خون دم در و هر بخش دیگری که در گیر این خون شده بود تا جای ممکن پاک کردم . از یک جایی به بعد تب و هزیان گفتن را اغاز کرد و من تمام شب کنارش نشستم و پارچه ای خیس روی پیشانی اش گذاشت تازه ارام گرفته بود و مثل یک گربه کوچک به خواب رفته بود .
صورتش در این حالت بازتاب دهنده ی زندگیش بود ...
زندگی ای که بهش انقدر بهش فشار اورده بود که بر احساساتش دیوار کشیده بود ...
دستش را نوازش کردم و در مغزم فرو رفتم .
دقیقا چیشد ؟ یک لکه خون دیدم . نگران چان شدم و اتاق پر از خون بود .
ولی اینا باهم نمیخوند !
اگر چان اینهمه خون ریزی داشت و از راهرو گذشته بود پس کل راهرو هم باید از رد خونش رنگین میشد .
اما به غیر از ان لکه دیگر چیزی نبود ... ممکنه اون چیز دیگه ای بوده و من اشتباه متوجه شده باشم .
تقریبا مطمئنم چان از در اصلی وارد نشده ...
پس از کجا امده بود ؟ وقتی بهتر شد حتما ازش می پرسم !
~~~~~~~
میدونم کلا خیلی بد شده و کمه ببخشید 🥲
دروغ شیرین
.لعنت بهت کریستوفر بنگ چرا اینطوری شدی؟
ساعت ها پشت هم گذشتن و سپیده دم به اتاق نور بخشید . در تمام این مدت حواسم متمرکز روی چان و بلایی که ممکن بود سرش اومده باشد بود زخمش را محکم بسته بودم و به نظر خون ریزی اگر کاملا بند نیامده بود لااقل کمتر شده بود . با یک حوله که از توی بار برداشتم گودال خون دم در و هر بخش دیگری که در گیر این خون شده بود تا جای ممکن پاک کردم . از یک جایی به بعد تب و هزیان گفتن را اغاز کرد و من تمام شب کنارش نشستم و پارچه ای خیس روی پیشانی اش گذاشت تازه ارام گرفته بود و مثل یک گربه کوچک به خواب رفته بود .
صورتش در این حالت بازتاب دهنده ی زندگیش بود ...
زندگی ای که بهش انقدر بهش فشار اورده بود که بر احساساتش دیوار کشیده بود ...
دستش را نوازش کردم و در مغزم فرو رفتم .
دقیقا چیشد ؟ یک لکه خون دیدم . نگران چان شدم و اتاق پر از خون بود .
ولی اینا باهم نمیخوند !
اگر چان اینهمه خون ریزی داشت و از راهرو گذشته بود پس کل راهرو هم باید از رد خونش رنگین میشد .
اما به غیر از ان لکه دیگر چیزی نبود ... ممکنه اون چیز دیگه ای بوده و من اشتباه متوجه شده باشم .
تقریبا مطمئنم چان از در اصلی وارد نشده ...
پس از کجا امده بود ؟ وقتی بهتر شد حتما ازش می پرسم !
~~~~~~~
میدونم کلا خیلی بد شده و کمه ببخشید 🥲
- ۵۸
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط