یه چشممو باز کردم که دیدم خودش بود چقد پر روعه

یه چشممو باز کردم که دیدم خودش بود چقد پر روعه😒
از زبان جیمین:بله، رفتم تو اتاقش و خاب بود وایی چقد ام بامزه خابیده بود🥹 با ورود من به اتاق بیدار شد رف زیر پتو
از زبان ات:وقتی که دیدمش رفتم زیر پتو حدود یک دقیقه بعد احساس کردم تخت تکون خورد بله،://اومد رو تخت کنارم دراز کشید سکوتی پر از ارامش بینمون بود ولی اون سکوتو شکست
جیمین:ببخشید ات اعصابم خورد شده بود من اصلا همچین ادمی نیستم که دست روی دختر کوچولو بلند کنم منو میبخشی؟🥺
ات: به خودت امید الکی نده من اصلا همچین کسی رو نمیبخشم بعدشم من کوچولو نیستم اینو بفهم به من نگو کوچولو 😒🥲
بعدشم از روی تخت من بلند شو ،
از زبان ات :دیدم منو تو بقلش حبس کرد و ورداشت گفت من عاشقتم و بعد منو به سمت خودش چر خوند و منو بو،سید😳
و گفت منو ببخش😭
ات: م------ننمیدددونم چچیی بگم
جیمین :چرا لکنت گرفتی🤭
ات: اخه تو خیلی کار خوبی نکردی 😅
جیمین:میخای ادامش بدیم 😈
ات:نه 😨😳😳😅
جیمین:چرااااا😰😢
ات:ساکت شو 😌باید برم وسایلمو جمع کنم تا برم پیش اون اقایی که اسمش ،،،،،، آآآ اسمش چیبود اهان اسمش جونگ کوک بود باید برم پیش اون 🫤😕
جیمین :توهیچ جا نمیری فهمیدی یهو روم خیمه زد و
سانسورررررر
*
*
*
*
*
*
*
*🤣🤣

شوخی کردم تو پارت بعد اسماتش رو میزارم 😁😅
شرطا ۷ تا لایک ۱۰ تا کامنت ببینید اینارو انجام ندید من نمیزارم ها گفته باشم 😌😏😶‍🌫️
دیدگاه ها (۱۵)

گفت :تو بیبی گرل منی پس باید پیش من باشی و رفت از اتاق بیرون...

ات:بش 😒از زبان ات:رفتم تو بارونا قدم زدم و یک ساعت بعدش رفتم...

که یهو احساس کردم روی گونم به سوزش اومد و روی زمین پرت شدم آ...

بچه ها اینو پخش کنید =)bangtan and army forever🤝💜💜#iranians-...

نام فیک: عشق مخفیPart: 42فلش بک به یک هفته بعد*ویو ات*توی خو...

جیمین فیک زندگی پارت ۷۹#

نام فیک: عشق مخفیPart: 37ویو ات*رفتم توی اتاقمو درو بستمو پش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط