{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر شب

هر شب
با وساطت یک قرص سفید
چمدان چشم هایم را می بندم و
به سمت خواب های تو راه می افتم!
به سمت دست هایت...
که خواب رفته اند،
وَ چشم هایت
که خواب مانده اند از دیدنم
به رؤیای تو که پا می گذارم
زیر پایم
خالی می شود!
می دانم صبح نشده
بلند می شوم،
با چمدانی پر از گریه
به خانه ی تنهایی ام باز می گردم...
دیدگاه ها (۲)

اشک چشمم را به دنبالت فرستادم بیابیستونم را پی خالت فرستادم ...

خیانت تلخ ترین قسمت یک زندگی عاشقانه استجایی که با قلبی شکست...

می خواهمهمین جا به زندگیرنگ توقف بزنمدر آغوش توو سقوطِ من......

مرد مغرور قصه های مناز کنار عاشقانه هایم بی تفاوت نگذرمن تما...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

«پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ پنجره‌های این خانه رو به تاریکی ب...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط