سلامتی روزی که:
سلامتی روزی که:
اومد دیدنم... با یه نگاه مهربون... همون نگاهی که سالها آرزوشو داشتمو ازم دریغ میکرد! برام گل گرفته بود...
سرش رو گذاشت رو سینم و گریه کرد...
داد زد...
اما اینبار نگفت که ازم متنفره..نگفت که برو گمشو..نگفت خفه شو..
گفت دلش واسم تنگ شده و " دوستم داره"...!
وقتی رفت سنگ قبرم خیس شده بود از اشکاش...دلم خواست بگم:
------الهی بمیرم برا اشکات------
اما... قبلا برا خنده هاش با اون ، مرده بودم....
اومد دیدنم... با یه نگاه مهربون... همون نگاهی که سالها آرزوشو داشتمو ازم دریغ میکرد! برام گل گرفته بود...
سرش رو گذاشت رو سینم و گریه کرد...
داد زد...
اما اینبار نگفت که ازم متنفره..نگفت که برو گمشو..نگفت خفه شو..
گفت دلش واسم تنگ شده و " دوستم داره"...!
وقتی رفت سنگ قبرم خیس شده بود از اشکاش...دلم خواست بگم:
------الهی بمیرم برا اشکات------
اما... قبلا برا خنده هاش با اون ، مرده بودم....
- ۲.۳k
- ۲۳ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط