{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دانشگاه وانیلی

دانشگاه وانیلی
فیک تهکوک /پارت ۵۷

تهیونگ : برمیگردم

《به سمت دادگاه رفت و جونگ کوک رو سوار کرد . توی راه بودن که برن به خونه‌شون . که تلفن تهیونگ زنگ خورد و شماره تینا ظاهر شد》
تهیونگ : اوو تیناعه
جونگ کوک : جواب بده خب
تهیونگ : تو وصلش کن پشت فرمونم
جونگ کوک : (تماس رو وصل کرد) الو
تینا : او تویی جونگ کوک (صداش میلرزه)
جونگ کوک : چیزی شده ؟
تینا : ا-آره ناهی رو برده بودم پارک تو راه برگشت تصادف کردیم .
تهیونگ : چییی ؟؟
جونگ کوک : الان حالتون خوبه ؟
تینا : من خوبم ولی ناهی تو اتاق عمله
تهیونگ : (فرمون رو کج کرد و دوباره به سمت همون بیمارستان رفت) الان میاییم اونجا تینا 

《بعد از اینکه به بیمارستان رسیدن . تینا و همسرش پشت در اتاق عمل بودن و ناهی خواهرزاده‌اش اون طرف در بود .. همه مثل چی نگران بودن .... جونگ کوک احتمال داد که شاید تصادف عمدی باشه . خب تهیونگ موند پیش خواهرش . جونگ کوک هم با همسر تینا رفت تا بتونن تَه قضیه رو دربیارن》

ویو دفتر پلیس :
《داشتن دوربین های پارک رو میدیدن که بله حدس جونگ کوک درست بود تصادف عمدیه》 
=کی ممکنه این کار رو کرده باشه
پلیس : چهره‌ی راننده کمی معلومه ولی باید روی کیفیت ویدیو کار کنیم

《شاید تنها کسی که راننده‌ی روانی رو شناخت جونگ کوک بود... بعد از تعریف کردن کل ماجرا . پلیس و بقیه گروهش رفتن تا سانی یا همون راننده‌ی دیوونه رو پیدا کنن و محاکمه‌اش کنن .. الان هم جونگ کوک بخاطر سانی نگرانه هم‌ همسر تینا عصبیه نکنه بلایی سر ناهی بیاد ؟ بخاطر یه اتفاق کوچیک الان چند نفر زندگیشون از این رو به اون رو شده ؟ چندساعت گذشت کوک و همسر تینا همچنان توی دفتر پلیس و دادگاه ها میرفتن و میومدن تا شکایتشون ثبت بشه .. و بعد از ثبت شکایت از جانگ سانه‌رو برگشت بیمارستان》 

جونگ کوک : چه خبر شد حالش خوبه ؟
تهیونگ : (جلوتر رفت و محکم جونگ کوک رو توی بغلش گرفت و با لحن هیجان‌زده‌ای ادامه داد) واییی کوکی باورت نمیشه ناهی حالش خوبه
=دخترم سالمه ؟؟؟؟ واقعاا تیناا
تینا : آره چیزیش نشده . سالمه ناهی کوچولوی من سالمه
جونگ کوک : ته...
تینا : تهیونگ لهش کردی ولش کن دیگه
تهیونگ : (کوک رو از بغلش کشید بیرون) خب شما چی کار کردین تونستین مجرمو پیدا کنین ؟
کوک : خب راستش...

《بعد از تعریف کردن کل اون ماجرا . و اینکه بازم پای سانی درمیونه . دیگه تهیونگ نتونست همینطوری بشینه .. اول دخترش هه‌جین بعد جفتش .بعد خواهرش و ناهی . این دفعه تهیونگ هم با کوک و همسرخواهرش رفت تا دنبال شکایتشون از سانی بیوفتن .. تینا هم پیش ناهی موند تا حالش بهتر بشه》


ادامه دارد
شرط ها هم فراموش نشه

https://wisgoon.com/v/EQIVROMR56
دیدگاه ها (۲۱)

پارت ۷ویو روبی:وارد شدم و یک پسر مو بلوند جذاب نزدیکم شد؟:سل...

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

معامله p34تهیونگ پیام را خواند و اخمش عمیق‌تر شد.کوک: «نمی‌خ...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

پارت ۴۱

پارت ۶ | اتفاقی؟ساعت کاری تموم شده بود.تهیونگ کیفش رو برداشت...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

پسر بد (61)

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط