{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسیر یونیفرم پوش من

اسیر یونیفرم پوش من
چندپارتی یونمین / پارت ۹

هوسوک : برو کیم . از اینجا برو ..

《نامجون از زیر زمین  اومد بیرون . از وسط عمارت رد شد و و دور و اطراف رو خوب نگاه کرد و بعد از گذشتن از حیاط پشت در عمارت ایستاد ... موبیایلش رو از توی جیب مخفیش در آورد و مطمئن شد که دوربین کارگذاری شده توی گردنبندش از همه جای عمارت فیلم گرفته... بعد از اون نگاهی به اطراف کرد .. کدوم طرفی بره ؟ اصلا اینجارو بلد نبود .. که صدای باز شدن در عمارت رو شنید》

هوسوک : بیا میرسونمت خونه
نامجون : آدرس خونمم بلدی ؟؟؟
هوسوک : معلومه ! .. سوار میشی یا نه ؟

ویو داخل ماشین :
《راه زیادی تا خونه‌ی نامجون بود .. نزدیک ده دیقه بود که راه اوفتاده بودن و هیچ حرفی بینشون رد و بدل نشده بود که . بلخره این سکوت شکست》

هوسوک : میدونم از عمارت فیلم گرفتی...
نامجون : چی ؟ .
هوسوک : گفتم میدونم فیلم گرفتی ! بهتره پاکشون کنی
نامجون : راجب کدوم فیلم حرف میزنی ؟
هوسوک : خدای من ... کیم‌نامجون!! من نمیخوام بمیری خب .. پس پاکشون کن و دوباره به زندگیت برس
نامجون : چرا کمکم میکنی ؟
هوسوک : چی ؟
نامجون : میگم چرا کمکم میکنی ؟ چرا میخوای زنده بمونم ؟
هوسوک : فکر کنم دلیلشو گفته باشم
نامجون : پس چرا بین اون همه گروگان . فقط منو نجات دادی ؟
هوسوک : فقط اون فیلم هارو پاک کن . بزار برسونمت خونه و همه چیو تموم کنم خب ؟ پس پاکشون کن


در همین حین عمارت مین :
جیمین : دیگه چی ؟ بگو میخوای به عروسک تبدیلم کنی
یونگی : خب عروسکی دیگه .. عروسک موردعلاقه‌ی مافیا مین !
جیمین : ایشش بی مزه
یونگی : استراحت کن .. من باید به یه سری کار ها برسم .. (از اتاق رفت بیرون) 

《این لحظه برای جیمین خیلی شوکه کننده بود . مافیای خطرناکی که این همه مدت دنبالش بود حالا عاشق شده . عاشق همون پلیسی که دستگیرش کرده بود .. و بازم دروغ میگه اگه بگه هیچ حسی نسبت به یونگی نداره . انگار ناخداگاه جذب اون میشه بدون اینکه خودش بفهمه .. اگه جیمین هم حسی بهش نداره . پس چرا فرار نمیکنه چرا به افرادش نمیگه بریزن تو خونه . چرا یجور دیگه با یونگی رفتار نمیکنه ..برای خودش هم عجیبه احساسات درونیش نسبت به یونگی درحال جنگیدن بودن . و این خیلی خستش میکرد ‌‌.. نمیدونست کارش درسته یا نه ولی هرچی که بود بهش اعتراض نمیکرد》

یونگی : میدونستم هوسوک آزادش میکنه ..هوف حالشون خوبه ؟
£فعلا که خوبن توی راهن انگار داره میرسونتش خونه
یونگی : حواست باشه اون زندان‌بان نزنه به سرش و کار احمقانه‌ای بکنه
£چشم ! البته رئیس جانگ خودش حواسش هست
یونگی : برای مافیا شدن زیادی مهربون و دل رحمی هوسوک‌شی ...وقتی میری تو زیرزمین باید از گروگان هامون خدافظی کنیم .....خیلی خب حواست به بقیه گروگان ها هم باشه

..
https://wisgoon.com/v/EQIVROMR56
دیدگاه ها (۱۲)

دخترامممممممم هعیبب راستشش نمیدونم چی بگم واقعاا خوشحالم به ...

اسیر یونیفرم پوش من چندپارتی یونمین / پارت ۸ جیمین : آآ اینو...

اسیر یونیفرم پوش من چندپارتی یونمین /پارت ۶ جیمین : فرار کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط