با ترس سری تکان میدهد و دستش را بند گلویش میکند
"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴"
"𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟸𝟺"
با ترس سری تکان میدهد و دستش را بند گلویش میکند
عصبی از خانه بیرون میزنم و نام دفتر همان مردی که حال فهمیدم اسمش لیام است را جستجو میکنم
جالب اینجا بود که اسمش به شدت معروف بود که با اولین سرچ آدرس دفترش را پیدا کردم
بیش از حد راجب این جوجه وکیل کنجکاو بودم
دلم میخواست هر چه زودتر بفهمم چه نسبتی با ا.ت دارد اما اول باید ا.ت را پیدا میکردم و بعد به جواب تمام سوالاتم میرسیدم
روبهروی دفترش میایستم و BMW مشکی رنگم را پارک میکنم
دست به جیب کل ساختمان را از زیر نظر میگذرانم
ساختمان شیکی بود که با سنگ مرمر پوشیده شده بود و پلهها و ستونهای سفید رنگش زیبایی خاصی به آن القا کرده بودند
سوار آسانسور میشوم و دکمهی طبقهی دوازدهم را میفشارم
صدای آرامبخشی که خط قرمزی بر اعصابم میکشید و سردردم را بیشتر میکرد پخش شد و آسانسور با تکانی ریز حرکت کرد
کمی بعد آسانسور ایستاد و درها با صدای دینگی باز شدند
با سمت منشی که مشغول صحبت با تلفن بود میروم و با انگشتم چند ضربه به میز میزنم تا حواسش جمعم شود
ــــ میتونم آقای لی رو ببینم !؟
با ببخشیدی گوشی را قطع میکند و جواب میدهد :
خیر جناب لی حدود 𝟼 روزه که مرخصی گرفتن و به این زودی هم قصد ندارن برگردن سرکار
لبم را گاز میگیرم و لعنتی بر این شانس میفرستم
ــــ شما آدرسی از ایشون ندارید ؟
چرا آدرس خونشون رو دارم الان براتون یادداشت میکنم
"𝙱𝙻𝙰𝙲𝙺 𝙶𝙾𝙳𝙳𝙴𝚂𝚂"
"𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟸𝟺"
با ترس سری تکان میدهد و دستش را بند گلویش میکند
عصبی از خانه بیرون میزنم و نام دفتر همان مردی که حال فهمیدم اسمش لیام است را جستجو میکنم
جالب اینجا بود که اسمش به شدت معروف بود که با اولین سرچ آدرس دفترش را پیدا کردم
بیش از حد راجب این جوجه وکیل کنجکاو بودم
دلم میخواست هر چه زودتر بفهمم چه نسبتی با ا.ت دارد اما اول باید ا.ت را پیدا میکردم و بعد به جواب تمام سوالاتم میرسیدم
روبهروی دفترش میایستم و BMW مشکی رنگم را پارک میکنم
دست به جیب کل ساختمان را از زیر نظر میگذرانم
ساختمان شیکی بود که با سنگ مرمر پوشیده شده بود و پلهها و ستونهای سفید رنگش زیبایی خاصی به آن القا کرده بودند
سوار آسانسور میشوم و دکمهی طبقهی دوازدهم را میفشارم
صدای آرامبخشی که خط قرمزی بر اعصابم میکشید و سردردم را بیشتر میکرد پخش شد و آسانسور با تکانی ریز حرکت کرد
کمی بعد آسانسور ایستاد و درها با صدای دینگی باز شدند
با سمت منشی که مشغول صحبت با تلفن بود میروم و با انگشتم چند ضربه به میز میزنم تا حواسش جمعم شود
ــــ میتونم آقای لی رو ببینم !؟
با ببخشیدی گوشی را قطع میکند و جواب میدهد :
خیر جناب لی حدود 𝟼 روزه که مرخصی گرفتن و به این زودی هم قصد ندارن برگردن سرکار
لبم را گاز میگیرم و لعنتی بر این شانس میفرستم
ــــ شما آدرسی از ایشون ندارید ؟
چرا آدرس خونشون رو دارم الان براتون یادداشت میکنم
"𝙱𝙻𝙰𝙲𝙺 𝙶𝙾𝙳𝙳𝙴𝚂𝚂"
- ۲.۷k
- ۱۵ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط