رمان لیچا
رمان لیچا
پارت ۲۳
یوسف:خوب من فردا میرم و حدود چند ماه دیگه میام
فاطما:خوب چرا به من میگی؟
یوسف:آخه باید بدونی کسی که دوسش داری کی میره
فاطما:ببین الان
یوسف:باشه باشه ببخشید خواستم بگم لطفا فردا تو هم با خواهرت اینا میشه بیای بدرقه
فاطما:نمیدونم شاید نیام
یوسف:چرا؟
فاطما:آخه تو زیادی فکر میکنی میترسم بازه
یوسف:باشه فکر نمی کنم لطفا بیا
فاطما:حالا فکر کنم خوب رسیدیم خداحافظ
یوسف:خداحافظ
حلیمه:به به خواهر گلم بفرما چه گذشت با یوسف بی
فاطما:افتضاحه طرف دیونه هست من چرا باید برای بدرقه این دیونه برم
حلیمه:بدرقه این نمیری بدرقه من میای
فاطما:چی
حلیمه:منم قرار باهاشون برم
فاطما:منظورت چیه؟
حلیمه:خوب میخوام یکم بگردم با بابا میرم حواسم به خودم هست
فاطما:باشه ولی مواظب خودت باش
حلیمه:باشه حالا تعریف کن چی شد
فاطمه همه چیز گفت
حلیمه:این پسر چقدر مغرور
فاطمه:اره ولش کن
حلیمه:بریم بخوابیم
فردا
فاطما:مواظب خودت باش
حلیمه:.....
پارت ۲۳
یوسف:خوب من فردا میرم و حدود چند ماه دیگه میام
فاطما:خوب چرا به من میگی؟
یوسف:آخه باید بدونی کسی که دوسش داری کی میره
فاطما:ببین الان
یوسف:باشه باشه ببخشید خواستم بگم لطفا فردا تو هم با خواهرت اینا میشه بیای بدرقه
فاطما:نمیدونم شاید نیام
یوسف:چرا؟
فاطما:آخه تو زیادی فکر میکنی میترسم بازه
یوسف:باشه فکر نمی کنم لطفا بیا
فاطما:حالا فکر کنم خوب رسیدیم خداحافظ
یوسف:خداحافظ
حلیمه:به به خواهر گلم بفرما چه گذشت با یوسف بی
فاطما:افتضاحه طرف دیونه هست من چرا باید برای بدرقه این دیونه برم
حلیمه:بدرقه این نمیری بدرقه من میای
فاطما:چی
حلیمه:منم قرار باهاشون برم
فاطما:منظورت چیه؟
حلیمه:خوب میخوام یکم بگردم با بابا میرم حواسم به خودم هست
فاطما:باشه ولی مواظب خودت باش
حلیمه:باشه حالا تعریف کن چی شد
فاطمه همه چیز گفت
حلیمه:این پسر چقدر مغرور
فاطمه:اره ولش کن
حلیمه:بریم بخوابیم
فردا
فاطما:مواظب خودت باش
حلیمه:.....
- ۲۰۲
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط